چهارشنبه 7 اسفند 1398 - Wednesday, February 26, 2020
 شرح مطلب
بولتن شماره 40 مهر 91
14:03:42 - 1391 جمعه 14 مهر
بزرگنمایی:




عنوان اصلي: دور ايران المركزي في التغييرات القادمه
عنوان: نقش كانوني ايران در تحولات آينده
منبع: السفيرمحل نشر: لبنان
تاريخ نشر: 28 سپتامبر 2012 (7 مهر1391) زبان: عربي
نويسنده: سمير كرم
مترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103023

نقش كانوني ايران در تحولات آينده
اختلافي در اين نيست که امريکا در رابطه با امت عرب به ورطه افتاده است، و اين ورطه دستاورد بحران خاسته از نمايش فيلم اهانت آميز به پيامبر اسلام [ص]، که در امريکا توليد شده است، نيست. واقعيت ايناست که بحران اين فيلم، خود نتيجه اين ورطه، و يکي از نمودهاي آن، و نه علت آن است.
واقعيتي که بايد بدان توجه کرد اين است که امريکا در رابطه خود با اسرائيل با ورطه اي از نوعي ديگر روبروست که از اهميت کم تري برخوردار نيست.
ورطه اي که امريکا با امت عرب در آن افتاده است، ورطه اي کهن و پيوسته، و مي توان گفت فراگير است؛ و اين وضع حتي پس از تحولات اخير معروف به بهار عربي، که خود وضعي مناسب تر براي نفوذ نظامي و سياسي و حتي فرهنگي امريکا فراهم کرده است نيز صدق مي کند.
اما ورطه اي که امريکا در رابطه با اسرائيل در آن گرفتار آمده است، کاملا تازگي دارد و بخشي از ورطه امريکا در پيوند با عرب ها نيست، که بخشي از راهبرد امريکا در خاورميانه، و به طور خاص بخشي از رويارويي امريکا با ايران و بحران جاري ميان ايران و اسرائيل است. بزرگترين بخش منطقه تداخل اين دو ورطه به اصرار برخي نظام هاي عربي به اولويت دادن به دشمني با ايران بر دشمني با اسرائيل، يا، درست تر، اصرار اين نظام هاي حاکم بر رويکرد مسالمت آميز با اسرائيل و گرفتن موضعيخصمانه با ايران، بر مي گردد، اگر چه دشمني ايران با اسرائيل بايد بنياد راهبرد عربي جديد در منطقه باشد.
امريكا با وجود ورطه نوپديد خود با اسرائيل، به نظر مي رسد از وضع موجود ميان نظام هاي عربي و ايران خرسند است، زيرا شايد در اين وضعيت فرصت بيشتري براي پديد آمدن روابط عادي ميان نظام هاي عربي و اسرائيل مي بيند. ازينرو واشينگتن پيوسته و با دقت فراوان مراقب احتمالات تحولات روابط عربي/ايراني، با تأکيد ويژه بر حالت مصر است، به ويژه پس از آن که احتمالات همگرايي ميان نظام مصر، به رياست محمد مرسي، و ايران، در پي نشست سران کشورهاي غير متعهد در تهران و گردهمايي ميان رئيس جمهور مرسي و رئيس جمهور ايران، [آقاي] احمدي نژاد، که به نظر رسيد دوستانه بود، آشکار شدند. با اين همه، عامل اصلي همه اين پيچيد گي ها به آني مربوط است که آن را ورطه ميان حکومت امريکا، به رياست باراک اوباما، و حکومت اسرائيل، به رياست بنيامين نتانياهو مي دانيم.
در اين زمينه بايد به اين نکته توجه داشت که ورطه امريکا/اسرائيل، اگر چه محدود به اختلاف دو رويکردامريکا و اسرائيل در رابطه با ايران است، ولي هر آيينه راه هاي چنديني براي اختلافاتي مي گشايد که تا کنون ميان دو همپيمان راهبردي، آشکار نشده بودند.
ولي در آغاز بايد براي فهم جزئيات اختلافات امريکا و اسرائيل در رابطه با مسأله ايران تلاش کرد.
چند سال تهديد به حمله اسرائيل يا امريکا، يا امريکا و اسرائيل با هم، بر ايران، به علت برنامه هسته اي آن، که، با وجود تفاوت آشکار ميان مسالمت آميز بودن برنامه هسته اي ايران و نظامي بودن برنامه هسته اي اسرائيل، انحصار هسته اي اسرائيل در منطقه خاورميانه را مي شکند، به متراکم شدن اختلاف ميان انگيزه ها و ارزيابي هاي امريکا و اسرائيل در رابطه با برنامه هسته اي ايران انجاميد.
اين درست است که همکاري اطلاعاتي ميان امريکا و اسرائيل در اين زمينه در اوج خود است، ولي اين همکاري در انجام به اختلافي ميان دو کشور و دستگاه هاي اطلاعاتي هر کدام از آنها در زمينه پيامدهاي تهاجم فردي يا دوجانبه، عليه ايران انجاميد.
بر اساس ارزيابي هاي امريکا ايران مي تواند در برابر چنين تهاجمي ايستادگي کند، نه تنها، که به شيوه سخت و دردآوري بدان واکنش نشان دهد. ولي ارزيابي هاي اسرائيل احتمالات واکنشسخت ايران بر اين حمله را اندک مي شمارند.
امريکا بي گمان ديدگاه متعادل تري نسبت به توان هاي نظامي ايران دارد، تا اسرائيل، افزون بر اين که امريکا از غرض هاي سياسي نهفته در برنامه هايتهاجمي اسرائيل بر ايران نيز آگاهي هايي دارد. هدف هاي سياسي اسرائيل بسيار فراتر از حجم مشکل برنامه هسته اي ايران است. هدف اسرائيل ايجاد حالتي از رعب در منطقه است تا هيچکدام از کشورهاي منطقه به انديشه پيروي از ايران در زمينه هسته اي نيفتند.
با نزديک شدن زمان انتخابات رياست جمهوري امريکا، شدت اختلافات ميان دو نامزد رياست جمهوري، از حزب دموکرات، رئيس جمهور اوباما، و از حزب جمهوريخواه، ميت رامني، در باره سياست امريکا در خاورميانه افزايش يافت.
ويژگي مرحله نخست تلاش انتخاباتي در امريکا رقابت معمولي و معروف ميان دو نامزد بر سر به دست آوردن رضايت و تأييد اسرائيل، به عنوان ضمانتي ناگزير براي به دست آوردن آراي يهوديان امريکا بود. ولي در اين ميان، نامزد حزب جمهوري خواه بر آن شد که در راه به دست آوردن تأييد اسرائيل و يهود، يا به طور خلاصه تأييد صهيونيستم، تا آخر راه برود. و ازينرو بود که به اسرائيل رفت و تأييد خود از سياست هاي نتانياهو را، نه تنها در رابطه با ايران، کهحتي در رابطه با مسأله فسطين را اعلام کرد. رامني در وعده هاي خود به اسرائيل تا بدان حد پيش رفت که صهيونيسم امريکا چندان بدو گرايش يافت که اوباما ديگر نمي توانست در اين زمينه به گرد او برسد.
برخي نويسندگان امريکايي رامني و کار او را به کسي تشبيه کردند که به پاهاي خود شليک مي کند، نه، که شايد به ديگر اندام هاي تنش گلوله شليک مي کند (آلان هارت، اينفورميشن کليرينگ هاوس 19/9/2012).
ولي رامني به زودي مرتکب يک خطاي انتخاباتي سنگين شد، و اين هنگامي بود که گفت که توجه به امور کساني که معتقدند قرباني هستند و حکومت امريکا مسئول رسيدگي به آنهاست، يعني لايه اي که نسبت آن به چهل و هفت در صد از جمعيت امريکا مي رسد، وظيفه او نيست. رامني در سراسيمگي جستجو در پي راه برون رفتي از اين خطاي انتخاباتي راهي به جز تکيه بر آراي يهودي نيافت.
در اين جا بايد اشاره کنيم که آراي يهود در امريکا از دو يا سه در صد از آراي راي دهندگان فراتر نمي رود؛ و اين نسبتي است که نمي تواند از دست رفتن نسبت چهل و هفت در صد از رأي دهندگان را جبران کند.
هارت بر اين نکته با اين عبارت نظر داد که اين عبارت هاي رامني عبارت هايي هستند که ميليونرهاي از خود راضي ميان خود تکرار مي کنند، و از اين گذشته اين عبارت ها سبب مي شوند که مردم نسبت به رامني ديدگاه هاي منفي تري بيابند. هارت پس از اين سخن، اين پرسش را پيش کشيد که به راستي نخست وزير اسرائيل، نتانياهو، هنگامي که امريکايي هاي طرفدارش در آينده نزديک بدو بگويند که رامني (در انتخابات رياست جمهوري) پيروز نشد، چه سخني براي گفتن خواهد داشت؟).
آن چه نتانياهو را در رابطه با انتخابات رياست جمهوري امريکا بيشتر به تنگنا مي افکند اين است که ديگر مي داند که اوباما درگير جنگ عليه ايران نخواهد شد. او مي داند که حکومت اوباما در چند ماه گذشته وارد گفتگوهاي غير مستقيم، و با واسطه يک طرف سوم، با ايران شده است. و اين بدان معني است که اوباما مصمم است بحران پرونده هسته اي ايران را از راه هاي سياسي و نه نظامي به پايان برساند. اين تحول جديد، نتانياهو را در برابر گزينه اي مي نهد که به نظر مي رسد تنها گزينه است، و آن اين که اسرائيل به تنهايي بر ايران حمله کند، و اين بدان معني است که اسرائيل به طور نهايي از خواستي که سال هاست بر آن مصر است، دست بکشد: برخورداري از پشتيباني نظامي امريکا براي اين کار.
در اين زمينه بر همه آشکار است که موضع کنگره امريکا به اسرائيل نزديکتر است، اگر چه مصوبه اخير سناي امريکا عليه متوقف کردن کمک هاي امريکا به مصر نشان مي دهد که اسرائيل نمي تواند بر تأييدات اين مجلس از آن در حمله بر ايران اعتماد کند. آشکار شد که هنگامي که زمان رأي گيري در رابطه با متوقف کردن کمک به مصر رسيد، لابي صهيونيستي نتوانست نقشي مؤثر ايفا کند.
شايد شايسته باشد که در اين روند بدين نکته هم اشاره کنيم که برخي از نويسندگان امريکايي که تا کنون به مخالفت با لابي صهيونيستي در امريکا معروف نبودند، اکنون از نفرت شديد خود از اقدامات اين لابي در کنگره پرده بر مي دارند. شايان يادآوري است که جو کلاين، نويسنده برجسته هفته نامه تايم امريکايي، نفوذ صهيونيستي را خشم انگيز و مشمئز کننده، به همان اندازه که تمسخز انگيز و وقيحانهتوصيف کرد.
البته وزين ترين و متعادل ترين مواضع حکومت امريکا بر اساستحولات حقيقي در مواضع افکار عمومي امريکا متکيهستند. نظرسنجي هايي که در ماه هاي اخير انجام گرفته اند نشان مي دهند که اکثريت امريکاييان خواستار جنگ با ايران نيستند، حتي اگر اسرائيل تصميم بگيرد که خود اين جنگ را بر انگيزد.
مهم ترين نظرسنجي هاي يادشده آني است که انجمن شيکاگو در امور خارجيانجام داد. اين نظرسنجي نشان داد که تنها اقليتي از امريکاييان (38 در صد) مشارکت با اسرائيل در جنگ عليه ايران را تأييد مي کنند، در صورتي که اکثريت آنها (58 در صد) بر آنند که اگر اسرائيل با ايران جنگ آغاز کند امريكا نبايد براي دفاع از اسرائيل خيز بردارد (17/9/2012).
آلان هارت در اواخر مقاله يادشده خود اين پرسش را پيش مي کشد که آيا به راستي نتانياهو چندان ديوانه است که در باقيمانده دوره نخست رياست جمهوري اوباما، و بدون بدست آوردن تأييد رئيس جمهور امريکا و مشارکت امريکا (در چنين حمله اي) فرمان حمله به ايران را بدهد؟و پاسخ مي دهد که مي داند؟.
واگرايي مواضع امريکا و اسرائيل، که اکنون در تلاش پيگيري آن هستيم، از گواهي هاي نويسندگان امريکايي آشکارتر مي شود. اين نويسندگان پيگير پديده اي هستند که يکي از آنها آن را درياي تحولات در روابط امريکا و اسرائيلناميده است. اين عنواني است که ديو اندورف، نويسنده يهودي امريکايي، که تصميم گرفته است مقاله خود را در فيسبوک (19/9/2012) منتشر کند، براي اين مقاله خود برگزيده است. وي [در اين مقاله] پيش بيني مي کند که در روابط امريکا/اسرائيل، و همچنين در روابط امريکا/اعراب و امريکا/جهان اسلام دريايي از تحولات روي دهد. وي برآن است که برخي رويداهايي که در بستر اين روابط انجام مي گيرند، مانند حمله بر مقر سفارت هاي امريکا در نتيجه نمايش فيلم اهانت آميز به پيامبر [ص] مي توانند مانع از ديدن تحولات مثبت جاري باشند؛ نه تنها، که ليندورف انتظار دارد که هفته ها يا ماه هاي آينده پرده از روي تحولات مثبتي در روابط امريکا با اين دو جبهه بردارند.
آن چه مسلما در اين زمينه جالب توجه است، اين است که مطبوعات يهودي امريکايي بدان آغاز کرده اند که نسبت به تمايل به مواضع اسرائيل به جاي نزديکتر شدن به مواضع امريکا مواضعي مخالف بگيرند. و اين همان موضعي است که اخيرا روزنامه فوروارديهودي امريکايي گرفته است. اين روزنامه که تا همين نزديکي ها به پشتيباني از مواضع اسرائيل به شيوه افراط آميزي پايبند بود، اخيرا، در يکي از سرمقاله هاي خود از مخالفت با موضع اسرائيل در زمينه برانگيختن جنگ عليه ايران به صرف نظر از چندوچون موضع امريکا، پرده برداشت. فوروارد اين جنگ را بي بهره از هر گونه تأييدي در امريکا، و در برگيرنده پيامدهاي سخت خطرناکتوصيف کرد.
روزنامه يادشده افزود: ما مسلما اميدواريم که نتانياهو از [پيامدهاي] آن چه در پي انجام آن است، آگاه باشد، زيرا چنين اقداماتي (مثل همين جنگ عليه ايران) پيامدهاي خطرناکي براي دو کشور (امريکا و اسرائيل) در بر دارد.
آگاهي هاي دردست از شخصيت نتانياهو با فرهنگي هم امريکايي و هم صهيويستي- نشان مي دهند که وي با هر چه در توان دارد، براي رهايي از اوباما، به عنوان رئيس جمهور امريكا، تلاش خواهد کرد، و در اين راه به همه شيوه هاي مشروع و نامشروع دست خواهد يازيد؛ ولي ما از اين تلاش هاي وي انتظار موفقيتي نداريم، و تنها پيامدي که براي تلاش هاي وي پيش بيني مي کنيم، افزايش شدت مخالفت با نفوذ صهيونيستي در امريکاست.
اوضاع عمومي در منطقه خاورميانه از ديدگاه مربوط به تحولات جاري در ديدگاه امريکا، با وضعيتي که بر بنياد رويدادهاي منطقه مي توان استنتاج کرد، يکسر متناقض به نظر مي رسند؛ و با توجه به اين تناقض بايد در رابطه با دو طرف اين وضعيت: امريکا، به ويژه آنگاه که اوباما براي دور دوم رياست جمهوري رأي بياورد، و اسرائيل، به ويژه آنگاه که نتانياهو به ماجراجويي حمله به ايران دست بزند، بسيار هشيارانه تعامل کرد.



عنوان اصلي: لاتخيرونا بين اسرائيل و ايران
عنوان: ما را ميان اسرائيل و ايران مخير نكنيد
منبع: القدس العربيمحل نشر: انگلستان
تاريخ نشر: 27 سپتامبر 2012 (6 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: عبدالباري عطوان
مترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103024

ما را ميان اسرائيل و ايران مخير نكنيد
بنيامين نتانياهو با کمال غرور و تکبر پشت تريبون مجمع عمومي سازمان ملل متحد ايستاد تا درس هايي در باره اخلاق و ارزش هايي چون عدالت و احترام به حقوق بشر بدهد و از جامعه بين الملل بخواهد يهوديان را از ايران و بمب هاي هسته اي فرضي آن نجات دهد.
کسي براي اين استاد دروغين کف نزد، و کسي از دياگرام کودکانه اي که به همگان نشان داد، و در آن بمب هسته اي ايران را ارائه مي داد که به گرد آن خط هاي قرمز کشيده بود، خيره نشد.
نزد نتانياهو، تندروي همان تندروي اسلامي است، و تمدن در نظرش تنها تمدن يهودي اسرائيلي است، که بايد آن را به عنوان تنها تمدني که مي تواند به نوآوري هايتکنولوژيک دست يابد و با تندروي اسلامي رويارو شود و جهان را از شر آن برهاند، شناخت.
نتانياهو که مدعي دلسوزي براي صلح و امنيت و ثبات در منطقه است، يکسر مسأله فلسطين را به فراموشي سپرد، و تنها يک بار بدان اشاره کرد، و آن هنگامي بود که سخنراني رئيس جمهور محمود عباس را محکوم کرد و آن را افترا دانست، و سخنراني محمود عباس سخنراني طرف ضعيفي بود که همدلي افکار عمومي جهان را تکدي مي کند و به شيوه ملالت آوري رنج هاي ملت خود را تشريح.
...
سخنراني نتانياهو و خطوط قرمز پررنگي که در برمي گرفت، فراخوان به جنگ يا، در بهترين توصيف، زمينه سازي براي آن بود. وي شکست ديپلماسي و بيهوده بودن تحريم هاياقتصادي را اعلام کرد، و به شيوه اي مستقيم خطر هسته اي ايران بر اسرائيل و اروپا و جهان را با خطر نازي ها مقايسه کرد، و اين مقايسه اي به تمام معني کلمه باجگيرانه است.
ما نيازي بدان نداريم که نتانياهو يا جز نتانياهو به ما و به همه جهان در باره خطر ايران و پيشرفت هاي برنامه هسته اي آن درس بدهد؛ زيرا خطر راستين و نه فرضي اي که ما را مورد تهديد قرار مي دهد، همان کلاهک هاي هسته اي اسرائيل است که به سوي سر ما نشانه رفته اند.
تروريسمي که از آن رنج برديم و مي بريم تروريسم اسرائيل است که شصت و چهار سال است ادامه دارد؛ و جنگ افزارهاي شيميايي و غير متعارفي که تن کودکان ما در نوار غزه را سوخت، جنگ افزارهاي اسرائيلي هستند.
کالاي نتانياهو تقلبي است، و بهانه هاي وي دروغ هايي ساخته و پرداخته اند. ما نديديم که اصول آزادي و تجدد و ارزش هاي حقوق بشري که مي گويند ملت يهود براي انسانيت به ارمغان آورده است، در منطقه خاورميانه عملي شوند، که آني که ديديم جنگ و کشتار گروهي و اشغال و محاصره و آوارگي ميليون ها بي گناه بود.
اين اسرائيل نتانياهوست که يک ملت کامل رابا جنگ افزارهاي متعارف و به کمک غرب متمدن از روي نقشه منطقه پاک کرد، و اين همان غرب متمدني است که نتانياهو همه بازيگري ها و بلاغت انگليسي خود را براي تحريک آن عليه ايران به کار مي برد، همچنان که نياکان آن را عليه عراق تحريک کرد.
ايران تا اين لحظه مصرانه بر اين تأکيد مي کند که اهداف برنامه هسته اي آن مسالمت آميزند، ولي به راستي، تا هنگامي که اسرائيل داراي جنگافزارهاي هسته اي است، و کشورهاي ديگري مانند هند و پاکستان و روسيه و چين چنين جنگ افزاري دارند، چه مانعي دارد که ايران نيز براي برنامه هسته اي خود هدف هايي نظامي تعريف کند؟
نتانياهو مدعي است که دستيابي ايران به اين اسلحه مسابقه تسليحاتي هسته اي را در منطقه بر مي انگيزد، و حکومت امريکا نيز طوطي وار اين گفته ها و نگراني ها را تکرار مي کند، ولي به راستي برانگيخته شدن اين مسابقه تسليحاتي هسته اي در منطقه چه اشکاليدارد؟ و چرا هنگامي که اسرائيل سلاح هسته اي خود را به دست آورد، يا حتي پيش از آن، چنين مسابقه اي آغاز نشد؟
مسابقه تسليحاتي در منطقه بسيار دير آغاز شده است، و مي بايست سال ها پيش آغاز مي شد، و آن هم به عنوان راهي براي بازدارندگي در برابر اسرائيل.
سخيف ترين سخن در توجيه منع عرب ها از به دست آوردن جنگ افزار هسته اي نگراني از اقدام آنها به کاربرد اين جنگ افزار است، و دليل اين نگراني اين است که نظام هاي ديکتاتوري بر خلاف نظام هاي دموکراتيک ممکن است اين جنگ افزارها را عليه دشمنان خود به کار برند.
اين بهانه واهي را در چندين دانشگاه و در چندين برنامه تلويزيوني شنيدم. اينان فراموش کردند که امريکا هنگامي که بمب هاي هسته اي خود را بر هيروشيما و ناکازاکيژاپن انداخت، دموکرات بود، و تازه اين بمب ها را هنگامي به کار برد که جنگ پايان يافته بود و ژاپن شکست خود را پذيرفته بود.
...
مصر اکنون نظامي دموکراتيک يافته است، و ديکتاتور آن در بيمارستاني در زندان طره در حال جان کندن است، و رئيس جمهور برگزيده آن، دکتر محمد مرسي، نخستين رئيس جمهور مصري بود که از پشت تريبون مجمع عمومي، جهان را مورد خطاب قرار داد. به راستي چرا چنين کشوري مانند ديگر کشورهاي دموکراتيک، بر حسب معيارهاي امريکا و اسرائيل، جنگ افزار هسته اي نداشته باشد؟
اين تهديدات اسرائيل ايران را نگران نمي کنند، و ايران به هر گونه تعدي اسرائيل نيرومندانه و قاطعانه و مردانه پاسخ خواهد داد، و اين حقي مشروع است که همه اديان آن را ضامن شده اند.
امريکا نيز تجاوز بر کشوري محاصره شده و گرسنگي داده شده چون عراق را آزمود، و تجاوزي ديگر عليه افغانستان را آزمود که فرمانروايان طالباني آن حتي يک هواپيماي سالم قادر به پرواز نداشتند، و با اين همه، شکست آن در اين تجاوزها بسيار پرآوازه بود.
پس بگذار اسرائيل نيز بخت خود را در اين کار بيازمايد و به ايران حمله کند، همچنان که بخت خود را با حمله به جنوب لبنان آزمود.
حتي اگر اسرائيل با بهره برداري از پشتيباني امريکا در اين جنگ پيروز شود، نمي تواند مانع ازآن شود که اين پيروزي به شکست تبديل نشود، و در اين باره اگر ابهامي هست، از امريکايي ها و ديگر کشورهاي متجاوز بپرسيد.
نتانياهو با آتش بازي مي کند، و اين آتش بي گمان تنها انگشتان وي را نخواهد سوزاند، که همه وجود او را. جنگ با ايران يک تفريح نخواهد بود.
هنگامي که ما را ميان اسرائيل تجاوزگر نتانياهو، و ايراني که از خود و زمين و ناموس خود دفاع مي کند، مخير کنند، ما با ايران خواهيم بود.



عنوان اصلي: BRESIL TURQUIE ET SUEDE VEULENT PESER DANS LE DOSSIER DU NUCLEAIRE IRANIEN
عنوان: قصد برزيل، تركيه و سوئد مبني بر اعمال نفوذ در مسأله هسته اي ايران
منبع: روزنامه لوموندمحل نشر: فرانسه
تاريخ نشر: 27 سپتامبر ( 6 مهر1391) زبان: فرانسوي
نويسنده: نيكلا بورسيه NICOLAS BOURCIER
مترجم: سيده هاجر محسنيان
کد بازيابي: 103032

قصد برزيل، تركيه و سوئد مبني بر اعمال نفوذ در مسأله هسته اي ايران
تاريخ تکرار نمي شود، بلکه بالکنتسخن مي گويد. در نيويورک در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد دولت هاي برزيل و ترکيه ملاقات هاي متعددي داشتند تا با در دستور کار قرار دادن اعلاميه تهران، طرح انتقال اورانيوم که در ماه مه 2010 ميلادي از سوي برزيل و ترکيه با تهران امضاء شد و تلاش براي ميانجي گري اين دو کشور خشم واشنگتن و اروپايي ها را در شوراي امنيت سازمان ملل متحد برانگيخت، را بررسي کنند.
اين بار ابتکار اين دو کشور نوظهور ممکن است توسط سومين شريک اروپايي و مخالف با راهبرد جديد تحريم ها يعني سوئد تقويت شود. بنابر گزارش روزنامه استادو دو سائو پائولونخستين نشست ناهار در روز دوشنبه بيست و چهارم سپتامبر احمد اوغلو، ، آنتونيو پاتريوتا، کارل بيلدت، وزراي امور خارجه ترکيه، برزيل و سوئد را گرد هم آورد.
آنها با هم توافق خود را در مورد بسياري از مسائل بين المللي خاطرنشان ساخته و مخالفت خود را با هر گونه مداخله نظامي بيان نمودند. به نوشته روزنامه دو سائو پائولو آنها تاکيد کردند که دولت هاي ترکيه، برزيل و سوئد معتقدند که گفتگو بايد در صدديافتن راه حلي حتي در مورد سوريه باشد. اين سه وزير همچنين نگراني خود را در موردجو عدم تساهل مذهبي که مي تواند دليلي براي توجيه مداخلات نظامي احتمالي استفاده شود، ابراز نمودند.
ديپلماسي و گفتگو
ابتکار ترکيه و برزيل در سال 2010 ميلادي به عنوان طرح مبادله اورانيوم غني سازي شده به ايران در ماه اکتبر 2009 ميلادي توسط قدرت هاي بزرگ تحت نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي آشکار شد. اين پيشنهاد که با تلاش زياد امريکايي ها براي کاهش تنش در خاورميانه حمايت مي شد، از سوي تهران رد شده بود. موضوع محروم ساختن ايران از بخش زيادي از اورانيوم غني سازي شده خود مطرح بود(1200 کيلوگرم از مجموع 1600 کيلوگرم موجود در آن زمان ).
نگرش جديد مذاکره شده از سوي ترک ها و برزيلي ها در عوض به ايران امکان مي داد تا کنترل ذخاير اورانيوم خود حتي به محض اتنقال به خارج(به ترکيه) را حفظ کند، آنچه که اين دستورالعمل را از نظر غربي ها ناکارآمد مي نمود و آن را محکوم کردند،. برزيل که ابتدا تصور مي کرد حمايت دولت اوباما را داشته باشد، از اين بي اعتنايي ناراحت شد. اما براي نخستين بار يک ديپلماسي جنوب-جنوب در مورد مساله گسترش سلاح هاي هسته اي ترسيم شده بود. ايران براي شکستن مشروعيت تحريم هاي غرب به آن علاقه مند شد.
به نوشته روزنامه استادو دو سائو پائولو آقايان پاتريوتا و داوود اوغلو در جلسه ناهار به طور روشن اعلام کردند که امروز اعلاميه تهران از سوي کشورهاي ديگر بهتر پذيرفته شده است. و مي افزايد: حضور سوئد نخستين نشانه اي است که نشان مي دهد مذاکرات بين المللي در مورد ايران مي تواند ميانجي گري هاي بيشتر را جذب کند.
دوشنبه شب، اندکي قبل از ورود ديلما روسف، رئيس جمهور برزيل به نيويورک ، گفته مي شود او يک گفتگوي تلفني با همتاي ترک خود عبدالله گل در مورد ايران داشت. خانم روسف در سخنراني افتتاحيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در روز سه شنبه مخالفت خود را با استفاده از زور در سوريه بدون مجوز قبلي شوراي امنيت يادآوري نمود: ديپلماسي گفتگو نه تنها بهتر است، بلکه تنها راه حل است.
نشست پنج عضو دائمي شوراي امنيت و آلمان قرار بود در روز پنجشنبه بيست و هفتم سپتامبر در مورد مساله ايران در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل متحد برگزار شود.



عنوان اصلي: -
عنوان: موضوعات اصلي مجمع عمومي سازمان ملل متحد سوريه و ايران
منبع: نزاويسيمايا گازتامحل نشر: روسيه
تاريخ نشر: 26سپتامبر (5 مهر 1391) زبان: روسي
نويسنده: يوري پانيف
مترجم: شادي اصغري
کد بازيابي: 103019

موضوعات اصلي مجمع عمومي سازمان متحد سوريه و ايران
مسکو خواهان گشودن گره مشکلات در هر دو کشور است.
براي افرادي که در منتهتن زندگي و کار مي کنند، دوراني از ناآرامي ها آغاز شده است: بسياري از خيابان هاي بسته شده اند و در آسمان شهر هليکوپترها به پرواز درآمده اند. از شبکه هاي تلويزيوني داخلي پيوسته از مردم درخواست مي شود که با اين ناآرامي ها کنار آيند. زيرا باراک اوباما، رئيس جمهور امريکا، به نيويورک تشريف فرما شده است.
عصر روز دوشنبه، اوباما از سران هيات هاي 193 کشور عضو سازمان ملل متحد استقبال کرد که براي بحث و بررسي پيرامون مسائل سياسي جهان در چارچوب 67 مين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد حضور يافته اند. صبح امروز در ساعت 9:30 (17:30 به وقت مسکو) وي در پشت تريبون مجمع عمومي حضور خواهد يافت تا ديدگاه هاي امريکا در رابطه با مسائل دشوار در حل و فصل مناقشات بين المللي و داخلي را تشريح کند.
مارتين نسيرکي، منشي مطبوعاتي دبير کل سازمان ملل متحد، به نشريه نزاويسيمايا گازتاگفت: براي سخنراني هاي مرتبط با مباحثات سياسي کلي زمان بندي اعلام نمي شود. اما مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي هر سخنراني 15 دقيقه زمان تعيين خواهد کرد.
به گفته نسيرکي، از 25 سپتامبر تا اول اکتبر 116 نفر از روساي دولت ها و حکومت ها و همچنين وزيران امور خارجه سخنراني خواهند کرد. روز نخست، روساي جمهوري برزيل، صربستان، فنلاند، قبرس، بلغارستان، اندونزي، گرجستان، فرانسه، ليتواني، آرژانتين، سنگال، افغانستان، سلواکي، مجارستان، چک و نخست وزير اسپانيا سخنراني خواهند کرد.
روز چهارشنبه قرار است روساي جمهوري اوکراين، لهستان، مصر، استوني، ليتوني و همچنين نخست وزير بريتانياي کبير و ايتاليا سخنراني کنند. و مانند هميشه، غير قابل پيش بيني ترين سخنراني به محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، مربوط خواهد شد که روز يکشنبه وارد نيويورک شده و فرصت يافته چند مورد از سخنراني جنجال برانگيزي ايراد کند.
وي در اين مجمع در ارتباط با برتري حقوق در سطوح ملي و بين المللي ، خواستار ايجاد اصلاحات در شوراي امنيت سازمان ملل متحد شد که فقط پنج عضو آن از حق وتو و تصميم گيري برخوردار هستند. رئيس جمهور ايران معتقد است: تمامي کشورها بايد از امکانات برابر براي مشارکت در مديريت جهاني و تدوين قوانين و اتخاذ تصميمات در سطح بين المللي برخوردار باشند.
وي در ديدار با خبرنگاران بار ديگر اعلام کرده که برخورداري اسرائيل از ريشه هاي تاريخي در خاور نزديک را قبول ندارند. وي در رابطه با اسرائيلي ها گفت: آنان در اين منطقه ريشه تاريخي ندارند. در اين منطقه، ايران قدمت تاريخي 10-7 هزار ساله دارد. اما آنان طي 70-60 سال اخير، با حمايت غرب اين اراضي را به تصرف خود درآورده اند.
احمدي نژاد درخواست بان کي مون، دبير کل سازمان ملل متحد، در رابطه با نشان دادن بردباري در سخنراني هابه دليل احتمال داشتن پيامدهاي منفي را ناديده گرفت. مقامات نيويورک اعلام کرده اند که از حضور احمدي نژاد در اين شهر بشدت ناراضي هستند. و ده ها نفر از ساکنان اين شهر نيز در مقابل هتل محل اقامات رئيس جمهور ايران تجمع کردند. آنان پلاکاردهاي توهين آميزي خطاب به وي در دست دارند و توهين آميزترين آنها اين شعار مي باشد: شيطان برو به جهنم!
و اما به گفته بان کي مون، جايگاه اصلي در بحث و بررسي هاي مرتبط با مسائل سياسي جهان به اوضاع در سوريه اختصاص داده خواهد شد. روز دوشنبه، اخضر ابراهيمي، فرستاده ويژه وجديد سازمان ملل متحد و اتحاديه کشورهاي عربي، گزارش سازمان ملل متحد را ارائه کرده که طي آن به اين موضوع اشاره شده که اين مناقشه نه فقط براي منطقه خاور نزديک، بلکه براي تمامي جهان نيز خطر آفرين است. اخيرا وي به سوريه عزيمت کرده، با بشار اسد، رئيس جمهور سوريه، و نمايندگاني از مخالفان دولت ملاقات کرده و از اردوگاه آوارگان در ترکيه و اردن نيز بازديد کرده است. به گفته اين فرستاده ويژه، وي در رابطه با شيوه کاهش بحران سوريه تفکراتي در ذهن دارد، اما فعلا براي تشريح طرح کامل حل و فصل اين مناقشه آمادگي لازم را ندارد. احتمال دارد که ابراهيمي تفکرات خود را با شرکت کنندگان در نشست ويژه شوراي امنيت تحت عنوان صلح و امنيت در خاور نزديککه قرار است در روز چهارشنبه برگزار شود، در ميان بگذارد.



عنوان اصلي: نظام طهران كحاجه اميركيه
عنوان: نظام تهران به عنوان يك نياز امريكا
منبع: الحياتمحل نشر: انگلستان
تاريخ نشر: 26 سپتامبر 2012 (5 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: خالد غزالمترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103022

نظام تهران به عنوان يك نياز امريكا
چه دموکرات ها در حکومت باشند و چه جمهوري خواهان، هر آيينه سياست امريکا بر اصول ثابتي استوار است که به منافع آن در منطقه ارتباط دارند، و در پرتو اين منافع است که راهبرد امريکا در تعامل با کشورهاي منطقه مشخص مي شود.
يکي از عناصر اصلي اين راهبرد، منع پيدايش قدرت هايي منطقه اي با رويکردهاي توسعه طلبانه است که براي توسعه نفوذ خود به کشورهاي همسايه تلاش مي کنند؛ البته به جز کشور اسرائيل.
امريکا حاضر است براي منع پيدايش کشوري که در پي بازي نقشي باشد که تعادل منطقه را به هم بزند، به شيوه هاي گوناگون در گير جنگ شود.
اين مفهوم بر عراق، پس از پايان جنگ آن با ايران، يعني هنگامي که ارتش آن بزرگ شده و رئيس جمهور آن در پي گسترش نفوذ خود در منطقه بود، منطبق مي شود؛ و اين همان وضعيتي است که اکنون بر ايران نيز صدق مي کند.
آشکار است که سياست امريکا نسبت به ايران به سوي منع آن از به دست آوردن حجم و گرفتن نقشي بيش از شايستگي آن روي دارد، و بر اختلاف با نظام سياسي آن و تجاوز آن به آزادي ها و حقوق بشر استوار نيست.
از سوي ديگر، سرنگون کردن نظام ايران هيچگاه هدف راهبردي امريکا نبوده است، بلکه برعکس، امريکا خواستار آن است که نظام ايران همچنان به صورت يک مترسک براي کشورهاي منطقه باقي بماند، زيرا حضور آن در منطقه با اين ويژگي مي تواند کشورهاي [عرب کرانه] خليج [فارس] را بر آن دارد که پيوسته به سوي نيروهاي نظامي امريکا دست کمک دراز کنند، و پيوسته و با حجمي انبوه جنگ افزارهايي وارد کنند که به کار نمي روند.
امريکا نظام ايران را مي خواهد، ولي بدون بلندپروازي هاي هسته اي، يا نفوذ در منطقه خاورميانه. هر آيينه نبايد فراموش کرد که امريکا در سال 1991 ميلادي نظام صدام حسين را بر بنياد همين راهبرد خود، چون يک مترسک براي کشورهاي [عرب کرانه] خليج [فارس] نگاه داشت، و نظام عراق در آن هنگام همين نقش را در اين منطقه داشت؛ و تنها پس از آن که نقش خود را ايفا کرد، و پس از تحولات سياست امريکا در پي حملات سپتامبر 2001 ميلادي، او را از ميان برداشت.
اکنون به مسأله اسرائيل بپردازيم. با وجود همه هياهوي جاري در باره حمله انفرادي اسرائيل به ايران، بايد گفت که دقت در همه اين تهديدات ما را به نتايج متعددي مي رساند. اين امر به طور تاريخي و تا به امروز روشن بوده است که اسرائيل بدون اجازه امريکا به عمليات نظامي، محدود يا گسترده، دست نمي زند. در رابطه با رآکتورهاي هسته اي، اسرائيل پيش از اين رآکتور هسته اي عراق را در سال 1981 ميلادي بمباران کرد، و سپس رآکتور هسته اي سوريه را نيز چند سال پيش ويران کرد. اين دو حمله به اجازه مستقيم امريکا صورت گرفتند. در رابطه با ايران نيز اين امر تفاوتي نخواهد داشت. ولي امريکا به اسرائيل براي انجام چنين حمله اي چراغ سبز نداده است، و به احتمال بيشتر هيچگاه نخواهد داد.
اسرائيل مي داند که نمي تواند به تنهايي چنين تصميمي بگيرد. ازينرو تهديدات آن عليه ايران را بايد به شيوه ديگري تفسير کرد: اين تهديدات پيام هايي مستقيم به امريکا براي درخواست کمک هاي مالي يا توان تسليحاتي بيش نيستند. به ياد آوريم که اسرائيل براي نخستين بار در تاريخ خود، در خلال جنگ عليه عراق در سال 1991 ميلادي در معرض هجوم موشکي بر تل آويو قرار گرفت، ولي جرأت واکنش نداشت، زيرا امريکا قاطعانه آن را از اين کار منع مي کرد.
هنگام ژرفکاوي در مسأله جنگ، چه با تهديد اسرائيل و چه امريکا، بايد صورت هاي جنگ امريكا عليه ايران را از هم جدا کرد و تشخيص داد. به نظر مي رسد که جنگ عليه ايران سال هاست که به شدت جريان دارد. اين جنگ در زمينه هاي مالي و اقتصادي و الکترونيک و به صورت منع واردات نفت در جريان است، آن چه سبب مي شود ايران در حلقه محاصره باشد؛ و نتايج اين محاصره نيز مدتي است که رو به آشکارشدن دارند. جنگ پس در جريان است و ادامه دارد، و کسي که اوضاع داخلي ايران را پيگيري کند، از آسيب هاي وارده بر اين کشور و بحران اجتماعي و سياسي روبه وخامت حاصل از اين جنگ آگاه است.
شايد امريكا بر سرنگون کردن نظام ايران از راه جنگ اقتصادي گرو بسته باشد؛ ولي تا آن جا که به جنگ نظامي مربوط مي شود، همه مي دانند که چنين جنگي، باوجود عدم تعادل آشکار نيرو ميان ايران و امريکا، هر آيينه به تمام معني کلمه هم براي ايران و هم براي امريكا و اسرائيل و کشورهاي کرانه خليج [فارس] و منابع نفت، ويرانگر است؛ زيرا چنين جنگي جنگي موشکي خواهد بود، و هر کشوري مي تواند اين موشک ها را پرتاب کند و به طرف ديگر آسيب برساند. و اين نکته اي است که امريكا نيک مي داند، و همين امر مانع از آن مي شود که دست به ماجراجويي هايي بزند که منافع و راهبرد آن در منطقه را فرو پاشد.
ازينرو انتظار مي رود که امريکا با همداستاني کشورهاي اروپايي، همچنان، و تا مدتي نامعين، به سياست خود نسبت به ايران، بر بنياد محاصره و تحريم، ادامه دهد، و تهديدات اسرائيل در اين صورت به جز طبل توخالي نخواهندبود.



عنوان اصلي: L،ACCORDO CHE TEHRAN OFFER, GLI USA RIFIUTANO
عنوان: توافقي كه تهران پيشنهاد مي دهد و امريكا مخالفت مي كند
منبع: ايل مانيفستومحل نشر: ايتاليا
تاريخ نشر: 26 سپتامبر 2012 (5 مهر 1391) زبان: ايتاليايي
نويسنده: مارينا فورتي MARINA FORTI
مترجم: مريم شركاء
کد بازيابي: 103041

توافقي كه تهران پيشنهاد مي دهد و امريكا مخالفت مي كند
واشنگتن تحريم ها عليه ايران را گسترش مي دهد.
ايران حاضرست فعاليت غني سازي 20 درصدي را متوقف سازد (آن گونه که قدرت هاي غربي در حيطۀ گفتگوهاي مربوط به برنامۀ اتمي تهران خواستار آن هستند) اما آمريکا و متحدينش با اين پيشنهاد مخالفت کردند.
پيشنهاد ايران، چند روز پيش در تاريخ 19 سپتامبر بار ديگر در استانبول و در خلال آخرين ديدار ميان سعيد جليلي، رئيس مذاکره کنندۀ ايراني و کاترين اشتون، نمايندۀ سياست خارجي اتحاديۀ اروپا که در اين مورد هماهنگ کنندۀ گروه شش قدرت جهان است، مطرح گرديد.
علي اصغر سلطانيه، سفير و نمايندۀ ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي طي مصاحبه اي با خبرگزاري Ips به بيان اين موضوع پرداخت. اين اولين باري است که يک نمايندۀ ايران به طور رسمي به بيان چيزي مي پردازد که پيش از اين به طور غيررسمي معلوم بود: يعني اينکه ايران در مذاکره با قدرت هاي جهاني همچنان نشانه هايي از آمادگي از خود نشان مي دهد. در اين مورد غربي ها هستند که نمي خواهند پاداش بدهند. سلطانيه در مصاحبه با گارث پورتر، روزنامه نگار خطاب به Ips گفت: ما حاضريم غني سازي 20 درصدي اورانيوم رامتوقف سازيم، به شرط آنکه متقابلاً گام هايي برداشته شود. اگر اين کار بکنيم تحريم ها بايد کاهش يابند. مذاکره ميان ايران و گروه 1+5 در ماه مارس بعد از يک توقف بيش از يک سال از سر گرفته شده بود. اما به سرعت متوقف شده بود، زيرا از يک سو آمريکا نه تنها خواستار آن است که ايران دست از غني سازي 20 درصدي اورانيوم بردارد، بلکه بايد با انتقال تمام اورانيومي که قبلاً غني شده به خارج از کشور موافقت کند و اينکه به طور کامل پايگاه غني سازي زيرزميني فردو را ببندد (و اين يک امتياز دهي رئيس جمهور باراک اوباما به اسرائيل به شمار مي آيد که دست به هر کاري زد براي اينکه تعطيلي اين پايگاه اتمي زيرزميني ايران به يک شرط مسلم تبديل شود). اين برعکس براي ايران يک درخواست غيرقابل قبول است: سلطانيه سفير ايراني تأکيد نمود که غيرممکن است که آنها انتظار اين را داشته باشند که ما فردو را ببنديم. (اين پايگاه در ضمن تحت بازرسي عادي سازمان بين المللي انرژي اتمي است). در ضمن چنانچه تهران هم موافقت مي کرد، قدرت هاي غربي پاداشي پيشنهاد نکردند. تحريم ها به هيچ وجه کاهش نيافته اند و حتي نشانۀ اندکي نيز مشاهده نشده است. برعکس، در تاريخ اول ژوئيه تحريم هاي اعلام شده توسط اتحاديۀ اروپا در مورد محصولات نفتي ايران به اجرا در آمدند. و روز دوشنبه، وزارت خزانه داري آمريکا بخش ديگري نيز افزود و اعلام کرد که شرکت ملي سوخت ايران (Nioc ) عامل يا عضوپاسدارن انقلاب است، متعاقب آن هر بانک خارجي که مبادلات پولي با اين شرکت را بپذيرد در معرض تحريم قرار مي گيرد. چيزي که بيش از پيش، صدور نفت و گاز طبيعي را براي ايران دشوارتر مي سازد.
سلطانيه خاطرنشان ساخت که نيمي از اورانيوم غني شده به ميزان 20% اکنون ديگر به سوخت براي راکتورهاي تحقيقاتي تهران تبديل شده است، يعني آن گونه که آژانس بين المللي انرژي اتمي در آخرين گزارش مورخ 30 اوت خود پيرامون ايران استناد مي کند، هدف اعلام شده اين است: اين امر دولت هاي غربي را غافلگير ساخت (معلوم نبود که ايران داراي چنين ظرفيتي باشد)، اما همچنين به معناي آن است که نمي تواند بار ديگر براي مصارف نظامي تبديل شود. نمايندۀ ايراني در ضمن گلايه مي کند که آژانس بين المللي انرژي اتمي همچنان قصد ندارد مدارکي را که ايران به موجب آنها متهم به داشتن فعاليت هاي هسته اي غيرقانوني شده است وخواستار توضيح در بارۀ آنهاست به اين کشور نشان دهد. اندکي به مانند اين مي ماند که بدون آشکار کردن اينکه کسي متهم به چه چيزي شده است، او را متهم کرد.



عنوان اصلي: IRANS PRASIDENT IN NEW YORK AHMADINEDSCHADS ZYNISCHER ZIRKUS
عنوان: رئيس جمهور ايران در نيويورك نمايش عيب جويانه احمدي نژاد
منبع: اشپيگلمحل نشر: آلمان
تاريخ نشر: 25 سپتامبر 2012 (4 مهر 1391) زبان: آلماني
نويسنده: مارك پيتزكه MARC PITZKE
مترجم: عطيه خرم
کد بازيابي: 103028

رئيس جمهور ايران در نيويورك نمايش عيب جويانه احمدي نژاد
او رسانه هاي آمريکا را مخاطب قرار مي دهد، عليه اسرائيل سخن مي گويد و خود را در مورد سوريه بي گناه جلوه مي دهد: محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، از حضور سالانه خود در سازمان ملل متحد در نيويورک براي بيان سخنان تهديد آميز بر طبق روال معمول استفاده مي کند. قصد وي از اين کار چيست؟
نيويورک از همه بازديدکنندگان، حتي ميهمانان ناخواسته استقبال مي کند. "نيويورک پست" از محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، با ارسال هديه ويژه اي استقبال کرد: آنها براي اين منکر هولوکاست يک سبد هديه، مملو از خوراکي هاي مخصوص يهوديان، به هتل فرستادند.
در اين سبد هديه، ماهي شکم پر، شيريني هايي از مغازه H & H و انواع پنير از مغازه Zabar قرار دارد. علاوه بر اين، يک بليط ورودي براي نمايش برادوي "جوک هاي يهوديان"، بروشور موزه هولوکاست و يک کتاب مصور دربرگيرنده گزارشات واقعه 11 سپتامبر نيز از جمله اين هدايا مي باشند. بر روي کارت همراه، اين جمله نوشته شده است: "شالوم. به شهر نيويورک خوش آمديد"
اين مسخره بازي، يک سنت سالانه است. هر سال، احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورک شرکت کرده و از اين فرصت براي ايراد دروغ هاي آشکار و تهديدات عليه غرب و اسرائيل استفاده مي کند. هر سال منتقدان او در اعتراض به پا مي خيزند و رسانه ها دچار سردرگمي مي شوند.
"مردم عزيز آمريکا"
اين هفته نيز، براي هشتمين و احتمالا آخرين بار قبل از پايان دوره رياست جمهوري خود، از نيويورک ديدار خواهد کرد. اگر چه احمدي نژاد به طور فزاينده اي در سطح بين المللي منزوي و در کشور خود منفور شده است، با اين حال، تعداد خبرهاي نگران کننده درباره وي به تنهايي، بيش از اخبار مربوط به 120 تن سران دولت حاضر در اين مجمع مي باشد. يک دليل اين امر آن است که هيچ کس نمي داند وضعيت تا چه حد جدي است و تهديدات او تا چه حد قابل اجرا است.
دو روز قبل از سخنراني وي در سازمان ملل متحد در روز چهارشنبه، مصادف با يوم کيپور، از مهم ترين اعياد يهوديان، او در حالي که لبخند مي زد، از فرصت براي توهين به يهوديان استفاده کرد. او مي داند: اين آخرين باري است که وي در اين مبارزه شرکت خواهد کرد.
حضور وي در اين مجامع و جلسات بيش از هرچيز سرگرم کننده است. رسانه هاي آمريکا با خوشحالي تمام با احمدي نژاد مصاحبه مي کنند. به خصوص تلويزيون CNN که دوشنبه شب يک مصاحبه يک ساعته از وي پخش کرد. پيرز مورگان، مجري برنامه، دلاورانه مبارزه کرد، اما در آخر تسليم ظاهر نمايي هاي احمدي نژاد گرديد.
احمدي نژاد گفت، "من مي خواهم به همه مردم خوب آمريکا درود بفرستم. ما مردم آمريکا را دوست داريم." سپس او صحبت هاي خود را شروع کرد.
او با اعتراضات عليه فيلم توهين اميز حضرت محمد(ص) همدردي کرد و به مردم اين حق را داد تا "آزادانه ديدگاه هاي خود را بيان کنند"، اما آن گونه که از دستگيري هاي گسترده تظاهرات کنندگان در ايران برمي آيد، وي به سخنان خود اعتقاد ندارد. او فروش سلاح به سوريه را تکذيب کرده و ادعا مي کند که قصد ميانجيگري بين احزاب متخاصم را دارد، اما در جمله بعدي مي گويد: "من نمي توانم در امور داخلي سوريه دخالت کنم."
او از مرگ اسامه بن لادن، رهبر القاعده ابراز تاسف کرده و در مورد گزارشات رسمي 11 سپتامبر اظهار شک و ترديد مي نمايد. همچنين همجنس گرايان را سرزنش مي کند. او در پاسخ به اين سوال که آيا او هولوکاست را به رسميت مي شناسد، جواب روشني نداد. او در پاسخ بسياري سوالات ديگر نيز جواب قاطع و روشني نداد.
وستروله: "ايران داراي سلاح هاي هسته اي را نمي پذيريم"
مهمتر از همه، او از اسرائيل بدگويي مي کند: اين دولتي "ساختگي" است که فقط به دنبال "اهداف" خود بوده و "بسيار ماجراجو" است، اما ايران در صورت درگيري نظامي از خود دفاع خواهد کرد. احمدي نژاد سخنان هميشگي خود را، که اسرائيل بايد از نقشه جهان محو شود، به صراحت تکرار نکرد.
اين سخنان، تا چه حد بلوفي توخالي و تا چه حد از لحاظ سياسي جدي است؟ در طي اين هفته، ديپلمات ها کشورهاي مختلف قصد ندارند سخنان احمدي نژاد را ناديده گيرند. اگر چه مي دانند که اين سخنان يک نمايش و شعارهايي توخالي است، اما آنها همچنين مي دانند که نبايد به سادگي سخنان ديکتاتور ها را ناديده گرفت.
آقاي احمدي نژاد، با وجود اين که آقاي بان کي مون، دبيرکل سازمان ملل متحد به وي در مورد "نتايج زيان بار سخنان تحريک آميز" هشدار داده بود، مدت کوتاهي پس از ورودش، جو را متشنج نمود.
براي اين فرد، به نظر مي رسد سخنان بان کي مون خود انگيزه اي براي ايجاد تنش باشد. او حتي هنگام صرف صبحانه با خبرنگاران منتخب، اسرائيل را از جنبه تاريخي مورد سرزنش و توهين قرار داد و آن را کشوري بدون "ريشه" در خاور ميانه خواند. تامي ويتور، سخنگوي شوراي امنيت ملي آمريکا، در پاسخ گفت: "اين سخنان نفرت انگيز، توهين آميز و تحريک آميز است."
آقاي احمدي نژاد، در اولين سخنراني خود در سازمان ملل متحد، در نشست عالي سران در مورد قانون مندي، سخنان شديداللحن هميشگي خود را، بدون اشاره به نام دولت خاصي، تکرار کرد. با اين حال، هيأت اسرائيلي در اعتراض سالن جلسه را ترک کردند، و اين پيش درآمدي است براي رسوايي معمولي که قرار است در روز چهارشنبه نيز اتفاق بيافتد. گيدو وستروله، وزير امور خارجه دولت آلمان نيز در اين جلسه حضور نداشت: او همزمان رياست جلسه اي در مورد امنيت در سوريه را به عهده داشت.
آقاي وستروله نيز نگران سخنان آقاي احمدي نژاد مي باشد. روز يکشنبه، وستروله در جلسه اي با سازمان هاي يهودي گفت، "من نگراني شديد اسرائيل و منطقه را درک مي کنم. آلمان دستيابي ايران به سلاح هاي هسته اي را تحمل نخواهد کرد."
"غير قابل باور است که اين هتل از يک رژيم تروريستي پذيرايي کند"
در روز سه شنبه، اوباما بايد در برابر مجمع عمومي در اين باره صحبت کند. جي کارني، سخنگوي وي، تاکيد کرد: "ايران نبايد اجازه يابد که سلاح هاي هسته اي توليد کند". تعهد آمريکا به امنيت اسرائيل "مانند هميشه قوي و غير قابل شکستن است." هر چند متاسفانه اين بار، اوباما فرصتي براي ديدار با بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، ندارد.
آقاي احمدي نژاد نيز مي داند که روابط بين آمريکا و اسرائيل کمي تيره شده و تلاش دارد از اين فرصت استفاده نمايد.
نتانياهو، که قرار است يک روز بعد از وي [آقاي احمدي نژاد] در سازمان ملل متحد سخنراني کند، بيشتر به آتش ها دامن خواهد زد: او همچنان به دنبال حمله نظامي به ايران است و به طور مستقيم در مبارزات انتخاباتي آمريکا دخالت مي کند. وي اوباما را علنا تحت فشار قرار داده و از تلاش هاي ميت رامني، براي جلب نظر وي استقبال مي نمايد.
در همين حال تظاهرات در منهتن ادامه دارند. روز سه شنبه، در مقابل هتل وارويک که آقاي احمدي نژاد در آن اقامت دارد، ده ها تن از معترضان خشمگين عليه اين هتل نيز تظاهرات کردند. گروه متحدين عليه ايران هسته اي (UANI) اتاق شماره 1121 را اجاره کرده اند و با پوشيدن لباس هايي با شعار هاي ضد احمدي نژاد در لابي مستقر شده اند. ناتان کارلتون، سخنگوي اين گروه مي گويد: "شرم آور است که هتل وارويک از يک رژيم تروريست پذيرايي مي کند."
سبد هديه هاي يهودي، بلاتکليف باقي مانده است. هر چند "نيويورک پست" اين سبد را ارسال کرد، اما سرويس امنيتي مانع رسيدن آن به مقصد شد.



عنوان اصلي: " مصر مبارك" و " مصر الاخوان " و العلاقه مع ايران
عنوان: " مصر مبارك" و " مصر اخوان " و رابطه با ايران
منبع: النهارمحل نشر: لبنان
تاريخ نشر: 25 سپتامبر 2012 (4 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: سركيس نعوم
مترجم: مهري بهرامي
کد بازيابي: 103021

" مصر مبارك" و " مصر اخوان " و رابطه با ايران
اخوان المسلمين مصر در قبال سفر" برادرشان" محمد مرسي به جمهوري اسلامي ايران به مناسبت ميزباني اجلاس جنبش عدم تعهد و ضرورت واگذاري رياست آن به ايران براساس سيستم اين سازمان بين المللي نظري يکسان نداشتند. برخي کاملا مخالف اين سفر و مشارکت در اجلاس بودند و برخي ديگر آن را تاييد مي کردند. هرگروه موضع خود را نسبت به اين موضوع با دلايلي چند توجيه مي کردند. اما مرسي براي رفتن به تهران راغب بود. او تصميم خود را گرفت و قرار شد سفر و مشارکتش در اين اجلاس را با دو چيز براي کساني که مخالف آن بودند جبران کند. اولي سخنان خود را با بسم الله و درود فرستاندن به پيامبر، اصحاب او، خلفاي راشدين آغاز کرد و همانطور که همه مي دانند بين شيعه و سني در مورد برخي از خلفا اختلاف نظر وجود دارد. اما دومين مسئله آشکارا اعلام کرد بين موضع مصر و ايران درباره ي رژيم اسد اختلاف وجود دارد. به اين ترتيب که ايران خواستار ادامه رژيمو مرسي خواهان تغيير آن مي باشد.
منابع مهم اسلامي در لنبان اعتقاد دارندسفر مرسي به ايران و پيش از آن پيشنهاد تشکيل کميته چهار جانبه متشکل از مصر، سعوديه، ترکيه و ايران که در جهت يافتن را ه حلي براي بحران لا علاج سوريه عمل کند از اين اعتقاد او و همچنين گروهي از "برادرانش "نشات گرفت که نظام ايران به دنبال راهي براي خروج از بن بست بزرگي که در حال حاضر خود را در آن مي يابد ،مي باشد . ايران مي داند که بشار اسد حکومتي که در اختيار داشت را باز پس نمي گيرد و همچنين مي داند رژيم تسلط خود را بر سوريه باز نمي يابد و موفق به کنترل ملت نمي شود. سوما مي داند انقلاب ادامه پيدا مي کند و با از خود گذشتگي ملت سوريه و حمايت عرب و بخشي از جهان شدت پيدا مي کند. در همين زمان مي داند ناچار است حمايت خود از بشار و حکومتش که در طول دهه ها گوهري گرانبها در محور و طرح جاه طلبانه منطقه اي اين کشور بود را ادامه دهد. اما همچنين مي داند با اين حمايت از بشار علاوه بر اين که از لحاظ مادي زيان مي بيند بسياري از کشورهاي عربي، اسلامي و بين المللي را نيز از دست مي دهد. ايران در گذشته حساب ماديات را نمي کرد. اما تنگنايي که در اثر ادامه اعمال تحريم ها از سوي آمريکا ،اروپا، غرب و جامعه بين المللي با آن روبرو مي باشد در آينده اي نه چندان دور او را از ادامه حمايت مالي اسد ناتوان مي کند. همچنين قادر نخواهد بود اين ناتواني خود را با وادار کردن عراق به تامين مالي جنگ اسد عليه ملتش جبران کند، چرا که مشکلات سياسي زيربنايي و اقتصادي عراق و همچنين تعاملات بين المللي اين کشوربه او اجازه چنين کاري را نمي دهد و قانون او را مورد بازخواستقرار مي دهد. اما اين ديدگاه مرسي و ديگران در "اخوان المسلمين" در مقايسه ديدگاه ديگري که نسبت به نيت هاي ايران اسلامي شک و بدبيني بيشتري دارد خوشبينانه به حساب مي آيد. اين ديدگاه دوم آغوش گشودن ايرانبه روي مصر اخوان را با هدف دور کردن اين کشور از عربستان و محورمرتبط با آمريکا، جايگزيني مصر به جاي سوريه اسد در صورت فروپاشي رژيم او و ادامه طرح تبديل شدن ايران به يک کشور هسته اي بزرگ که نقش پيشگام را جهان عرب و اسلام دارد، مي باشد.
آيا امکان دارد تمام اين مسائل اتفاق افتد، در حالي که مناسبات ديپلماتيک بين ايران و مصر قطع و يا نيمه قطع ( يک دفتر نمايندگي به منظور روابط دو جانبه در قاهره وجود دارد) مي باشد؟
به احتمال قوي نه، اين پاسخ منابع ديپلماتيک عربي مي باشد. اما مذاکراتي که بيش از يک بار بين مسوولين دو کشور صورت گرفت در رسيدن به يک تفاهم در خصوص اين موضوع شکست خورد. ملت هاي عربي همه از اين موضوع آگاهند، اما دليل واقعي آن را نمي دانند و براساس گفته هاي رسانه هاي گروهي گمان مي کنندايران همچنان تغيير نام خيابان اسلامبولي در تهران را قبول نمي کند.( اين خيابان به منظور پاداش به اسلامبولي به دليل قتل سادات به اين نام گذاشته شد.)
اما حقيقت اين است که بيش تر مذاکراتي که در اين خصوصدر سال هاي اخير انجام شده و به تازگي اطلاعاتي درباره ي آن به بيرون درز کرده مي گويد آن چه که ايران از قبول آن سرباز مي زند اين است کهاشخاصي که تلاش کردند حسني مبارک، رئيس جمهور برکنار شده مصر را در سفرش به سودان ترور کنند، به مصر تحويل دهد. سوداني ها در مرحله مشخصي اين افراد را به ايران سپردند. ايران همواره درجمع برگه هاي برنده ماهر است. در حالي که مصر خواهان اين افراد بود، ايران واگذاري آن ها را به اين کشور قبول نکرد. طبعا ديدگاه هايي در خصوص از سرگيري روابط ديپلماتيک با ايران با توجه به فايده هايي که براي مصر دارد در داخل دستگاه ديپلماسي مصر وجود داشته است. اما در آن زمان نظري که در ميان تصميم گيرندگان غالب بوده واگذاري اين اشخاص و يا ادامه قطع روابط بوده است.
سوالي که امروز مطرح مي شود از اين قرار است که آيا مصر اخوان المسلمين ازموضع مصر مبارک که انگيزه واقعي اش شخصي بود عبور مي کند؟
هيچ کس نمي داند، اما آنچه مصري ها و همچنين عرب و ايراني ها مي دانند اين است که اقدامبه از سرگيري روابط با ايران با خطرهاي بي شمار آمريکايي، بين المللي ،عربي و چه بسا داخلي احاطه شده است. آيا مرسي در اين خصوص ريسک مي کند؟



عنوان اصلي: CANADA،S HOSTITALY TO IRAN IS OVERBLOWN
عنوان: دشمني بيش از اندازه كانادا با ايران
منبع: آسيا تايمزمحل نشر: هنگ كنگ
تاريخ نشر: 25 سپتامبر 2012 (4 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: اردشير عماني ARDESHIR OMMANI
مترجم: داود حيدري
کد بازيابي: 103020

دشمني بيش از اندازه كانادا با ايران
روز جمعه، هفتم سپتامبر 2012 ميلادي دولت کانادا به دستور استيون هارپر، نخست وزير اين کشور سفارت ايران در تورنتو را بست و ديپلمات هاي ايران را عناصر نامطلوب اعلام کرد و به آنها براي خروج از کشورپنج روز مهلت داد و همزمان سفير خود و کارکنان سفارتخانه اش را از تهران فراخواند و به اين ترتيب، روابط سياسي خود با جمهوري اسلامي را کاملاً قطع کرد.
سپس جان بيرد، وزير امور خارجه کانادا در همايش وزاري خارجه کشورهاي حوزه آسيا- اقيانوسيه در ولادي وستوک علت قطع روابط کشورش با ايران را در قالب سه اتهام اين گونه عنوان کرد: "حمايت از تروريسم" ، "جدي ترين تهديد عليه صلح و امنيت بين المللي در جهان امروز" و توصيف اظهارات ضد اسرائيلي مقامات ايران به عنوان "تحريک به نسل کشي" .
در پي قطع روابط ديپلماتيک دولت کانادا با ايران" کميته دوستي آمريکا و ايران" طوماري را از طريق اينترنت منشتر و به اقدام خصمانه دولت کانادا اعتراض کرد. در برخي از پاسخ ها و اظهار نظرهائي که در اين زمينه عنوان شدند به شدت از اقدام دولت کانادا عليه ملتي که به کانادا حمله نکرده، هيچ اقدام خصمانه اي به عمل نياورده و در خلال دويست سال گذشته به هيچ کشوري حمله نکرده انتقاده شده است.
برخي از افراد از اقدام دولت کانادا ابراز شگفتي کرده بودند چون به باور آنها نظام بهداشتو درمان همگانيو سازمان تامين اجتماعي اين کشور در مقايسه با ديگر كشورهاي غربي عادلانه تر و ميزان گرايش هاي امپرياليستي آن کمتر ازکشورهاي ديگر است. بايد ديد علت اصلي اين اقدام کانادا چيست؟
با بررسي اجمالي ساختارهاي سياسي و اقتصادي غرب مي توان پي برد که دولت کانادا با چه منطقي به اين اقدام مبادرتو نخست وزير اين کشور چرا چنين تصميمي اتخاذ کرده است. ارزيابي زير نشان مي دهد که دولت کانادا براي رفتار و اتهامات خود عليه ايران هيچ توجيه اخلاقي ندارد . اما تحليلي که در زير آورده شده نشان مي دهد که جهان امروز به دو قطب تقسيم شده است: اقليت کوچکي از ثروتمندترين کشورها در يک سو و اکثريت عظيم کشورهاي درحال توسعه در ديگر سوي اين طيف قرار گرفته اند.
کاميابي ايران در همايش سران جنبش غير متعهدها
روي آوردن دولت کانادا به قطع مناسبات ديپلماتيک خود با ايران به چندين علت اقدامي مذبوحانه است:
ايراندر حال تبديل شدن به يک قدرت منطقه اي است و اسرائيل و عربستان سعودي را که هر دو دست نشانده قدرت هاي سلطه گر در منطقه هستند تحت الشعاع قرار مي دهد. غرب احساس کرده است که با گسترش سازمان همکاري شانگهاي که ايران نيز در سال 2005 ميلادي به عنوان ناظربه آن پيوست، توازن قوا در آسياي ميانه برهم خورده است. پيوستن ايران به سازمان همکاري شانگهاي همکاري هاي ايران را با روسيه، چين، پاکستان و افغانستان گسترش داده و در نتيجه اين تحول، سردمداران ناتو به اقدامات افراطي عليه ايران روي آورده اند.
موفقيت ايران در برگزاري شانزدهمين نشست سران جنبش غير متعهدها در تهران در هفته پاياني ماه اوت رويدادي است که تحمل و هضم آن براي تل اويو بسيار دشوار بود و همين کاميابي از جمله عواملي بود که کانادا را برآن داشت تا عليه ايران وارد عمل شود. موفقيت ايران در برگزاري نشست سران جنبش غير متعهدها با 120 عضو و شرکت سران بيش از 30 کشور و وزاري خارجه 90 کشور در اين کنفرانس يعني حضور مقامات بيش از دو سوم اعضاي سازمان ملل متحد در نشستي که در تهران برپا شده بود به روشني هرچه تمام تر نشان داد که ايران عضو قابل احترام جامعه بين المللي است و آنگونه که واشنگتن، تل اويو و اوتاوا مي خواهند و ادعا مي کنند منزوي نيست.
به نوشته مزدا مجيدي در مقاله اي که در هفتم سپتامبر در نشريه ليبراسيون ارگان حزب سوسياليسم و آزادي منتشر شد برگزاري کنفرانسي با اين عظمت سبب شده است تا ايران بتواند ادعاهاي آمريکا و متحدان امپرياليست آن و اسرائيل را که مدعي منزوي بودن ايران هستند نقش بر آب کنند. در بيانيه پاياني نشست تهران که به اتفاق آراء به تصويب رسيد از حق ايران در زمينه برنامه هسته اي پشتيباني شده است.
حمايت جنبش غير معتهدها از برنامه هسته اي ايران بي ترديد تلاش کشورهائي را که قصد دارند ايران را با برقراري تحريم هاي سي ساله از حق غني سازي اورانيوم و توسعه اقتصادي مستقل محروم کنند خنثي کرده است. تحمل چنين شکستي براي نتانياهو و استيون هارپر همتاي تئو- محافظه کار کانادائي وي بسيار ناگوار بوده است.
ايران براي يک دوره سه ساله رياست جنبش غير متعهدها را بر عهده دارد. کشورهاي عضو اين جنبش براي تقويت موقعيت آن در عرصه مسائل بين المللي به تکاپو افتاده و تلاش مي کنند تا ساختار سازمان ملل متحد را نيز دمکراتيک تر کنند.
پايان دوران نظام تک قطبي
تمامي شواهد نشان مي دهد که شمار اندکي از کشورهاي عضو ناتو که سرکردگان اين پيمان نطامي محسوب مي شوند يعني آمريکا، انگليس، فرانسه ، آلمان، کانادا و عروسک خيمه شب بازي آنها يعني اسرائيل هر آنچه را كه در توان داشته اندو از هرحربه و تاکتيک ممکن از جمله سناريوهاي پيچيدهجنگ تبليغاتي به جز توسل به جنگ منطقه اي و هسته اي که ممکن است روسيه، چين، هند و پاکستان را نيز به ميدان بياورد استفاده کرده اند تا کشورهاي ديگر را ترسانده و آنها را وادار کنند تا به ساز دنياي تک قطبي برقصند.
دنياي تک قطبي يعني دنيائي که در آن چند کشور کاملاً صنعتي غرب و در راس آنها آمريکاکه زمام امورشان در چنگ نئو- محافظه کاران وبنيادگرايان مسيحي صهيونيست قرار دارد، کنترل انرژي هسته اي ، جنگ افزارهاي کشتار جمعي، آبراه هاي مهم جهان، بيشتر مواد خام و قيمت آنها به ويژه نفت و گازو ديگر مواد مورد نياز براي ساخت ابزارهاي حياتي را در اختيار خود داشته باشند. براي تداوم چنين وضعيتي آمريکا و شرکاي کوچکش توليد و بازار جنگ افزارها ونهادهاي گردش سرمايه همچون صندوق بين المللي پول، بانک جهاني و بانک مرکزي اروپا را در اختيار گرفته اند. سيطره تمام عيار بر دنياي مادي ايجاب مي کند که آمريکا و متحدانش جهان سياست و روابط بين الملل، نهادها و ساختار سازمان ملل متحد و عرصه ديپلماتيک و روابط ميان سفارتخانه ها را نيز تحت سيطره و کنترل خود قرار دهند. دولت کانادا در تلاش براي تداوم بخشيدن به انحصارگرائي چند کشور بر امور و منابع جهان كه خود يکي از بهره گيرندگان از اين انحصار و جهان تک قطبي مي باشد، براي منزوي ساختن ايران از حربه ديپلمايتک استفاده کرده است تا از اين طريق توازان قوا را که در دهه گذشته به نفع چين، روسيه ، ايران و توده هاي عرب برهم خورده است بار ديگر به نفع غرب تغيير دهد.
در نخستين دهه قرن بيست و يکم ( آغاز عصر پايان دوران سرکردگي آمريکا يا دوران پسا- آمريکا)، روسيه که پس از فروپاشي سال 1989 ميلادي از سوي ناتو از مسائل اقتصادي و جغرافياي سياسي خاورميانه و جهان عرب کناره گذاشته شده بود امروزه با بهره گيري از ناکامي آمريکا- ناتو در سياست دخالت جويانه داوطلبانه آنها در عراق و افغانستان که با تلفات جاني فراوان ( 4500 کشته در عراق و بيش از 2000 تلفات در افغانستان) و هزينه هاي هنگفت مالي همراه بوده است با قرار گرفتن در کنار مردم ايران و سوريه توانسته است غرب را از تکرار تجربه جنايتکارانه اش در ليبي در به راه انداختن جنگ ديگر در سوريه بازدارد.
طولاني شدن جنگ هاي آمريکا در افغانستان و عراق و ناتواني ناتو به سرکردگي آمريکا در به زانو درآوردن مردم اين دو کشور و وادار ساختن آنها به تن دردادن به سيطره آمريکا و اسرائيل، موجب شد تا ملت هاي عرب به آسيب پذيري آمريکا و توانمندي خودشان در به چالش کشيدن وضع موجود جهان آگاه شوند. حملاتي که امروزه عليه سفارتخانه هاي آمريکا جريان دارد و قيام هاي کنوني در مصر، ليبي، يمن و ده ها کشور ديگر در واقع پي آمد سياست هاي آمريکا- ناتو براي سيطره کامل بر جهان است.
مبارزه مردم عرب را مي توان در شعارهائي که عليه امپرياليسم آمريکا سر مي دهند و حمله به نمادهاي تنفر از امريکا، يعني سفارتخانه هاي اين کشور که در واقع دژ نظامي آمريکا در ميان شهر هاي عرب محسوب مي شوند به خوبي مشاهده کرد.
در جريان جنبش بيداري عرب، توده هاي عرب به اين نتيجه رسيدند که زمامداراني چون حسني مبارک در مصرو عبدالله صالح در يمن در واقع بازيچه دست آمريکا- انگليس فرانسه و حاميان مالي آنها بوده اند.
مناقشه سوريه
بيش ازيکسال است که آمريکا، انگليس، فرانسه و کانادا با استفاده ازسازمان ملل متحد وشوراي امنيت اين سازمان مشروعيت دولت سوريه را آماج حملات خود قرارداده و تلاش مي کنند تا از ناتو و برقراري منطقه پرواز ممنوع بر فراز سوريه ماجراي دخالت در ليبي را در مورد سوريه نيز تکرار کنند، اما روسيه و چين با هر گونه دخالت نظامي در سوريه مخالفت کرده اند. غرب که خوشبختانه نتوانسته است براي دخالت نظامي در سوريه از ماده هفت منشور سازمان ملل استفاده کند به تامين مالي و ارائه کمک به مزدوران خارجي که خود را بخشي از جناح مخالف دولت سوريه معرفي مي کنند روي آورده اند.
دولت آمريکا آشکارا اعلام کرده است که وسايل ارتباطي در اختيار شورشيان قرار مي دهد و آمريکا -انگليس و ديگر قدرت هاي بزرگ اروپائي به تامين مالي و تسليحاتي شورشيان سرگرم هستند و برخي از گزارش ها حاکي است که انگليس، ترکيه و برخي از شيخ نشين هاي متحد آنها به آموزش نظامي شورشيان و ارائه اطلاعات نظامي به آنها مبادرت مي کنند.
آمريکا و کانادا به اعمال تحريم هاي يک جانبه عليه سوريه پرداخته و اميدوارند که با تصويب قطعنامه هائي در شوراي امنيت سازمان ملل دامنه تحريم ها عليه سوريه را گسترش دهند. البته تلاش اين دو کشور در اين زمينه همواره بر اثر مخالفت روسيه و چين که خواستار حل مناقشه سوريه از طريق ديپلماتيک و گفتگو بين دولت سوريه و مخالفان هستند ناکام مانده است. کانادا با صراحت اعلام کرد که قطع مناسبات ديپلماتيکش با ايران مستقيماً از حمايت ايران از سوريه سرچشمه مي گيرد و ترديدي وجود ندارد که از تحريم ها به عنوان يک حربه نظامي عليه سوريه استفاده شود.
مخالفان دولت سوريه تا اندازه زيادي شبيه مخالفان دولت پيشين ليبي هستند که از حمايت مالي، آموزشي و نظامي قدرت هاي بزرگ امپرياليستي برخوردار بودند. روند حمايت مالي از ناتو و دخالت هاي آن در حالي صورت مي گيرد که کشورهاي صنعتي با موج بيکاري ، فقر و بي خانماني فزاينده روبرو هستند. کاخ سفيد و بي ترديد تل اويو و اوتاوابراي منحرف ساختن توجه شهروندان خود از ريشه ها و علل اصلي بدبختيو سقوط استاندارد زندگيشان، کشورهائي چون ايران، سوريه، يمن، کره شمالي و بسياري ديگر را مسئول نابساماني وضعيت آنان معرفي مي کنند.
کافي است به تبليغات بي وقفه رسانه هائي چون سي ان ان ، ام اس ان بي سي ، اي بي سي و فاکس نيوز گوش دهيد تا متوجه بوي تعفني شويد که از نفرت شديد آنها از مردم اين کشورها که گناهي جز مقاومت در برابر سلطه خارجي ندارند سرچشمه مي گيرد. بايد توجه داشت که هر زمان که مقاومتي از سوي توده ها در برابر يورش کشورهاي غربي صورت مي گيرد وزارت امور خارجه آمريکا بي درنگ آنرا به القاعده نسبت مي دهد که در واقع يک گروه نامرئي است که خود آمريکا و ديگر قدرت هاي استعماري آنرا مسلح و تامين مالي کرده اند.
براي زمامداران آمريکا ناگوار بود وقتي ديدند که اکثر مردم سوريه به توطئه مشترک واشنگتن، لندن و پاريس كه هدف آنتجزيه کشور آنهاست پي برده اند. نيروهاي امنيتي و نظامي سوريه با وجود تلفات سنگيني که متحمل شده اند توانسته اند دشمنان کشور خود را به سوي مرز و آغوش ترکيه که با همکاري با رژيم هاي مرتجع عرب به سکوي پرتابي براي اجراي طرح هاي ناتو تبديل شده است عقب برانند.
حمايت جمهوري اسلامي ايران از سوريه همانند خنجري است که برگرده ترکيه ناتو فرود مي آيد. کانادا در حمله به ليبي نقش چندان مشهودي بازي نکرد، اما در مورد سوريه خشم خود را با قطع مناسبات ديپلماتيکش با ايران به نمايش گذاشته است. کانادا در ماه مارس سال جاري با بستن سفارت خود در دمشق مناسبات ديپلماتيک خود با سوريه را قطع کرد و با اين اقدام خود نشان داد که همچون جنگ کره، ويتنام، يوگسلاوي، افغانستان و عراق که نقش پادو را براي واشنگتن بازي کرده بودهمچنان ماهيت نوکرمآبي خود را حفظ کرده است.
افزون بر مشارکت کامل کانادا در جنگ اول و دوم جهاني، نيروهاي اين کشور همواره در هر جنگ امپرياليستي عليه مبارزات استقلال طلبانه شرکت داشته اند. در خلال جنگ کره در سال هاي 1951 تا 1953 ميلادي که آمريکا به راه انداخته بود نظاميان کانادا با تحمل 1558 کشته در کنار نيروهاي آمريکائي جنگيدند. در خلال جنگ ويتنام نيز دولت کانادا ميليارد ها دلار ساز و برگ نظامي در اختيار آمريکا قرار داد و يکصد و ده نفر از شهروندان کانادا نيز در اين جنگ کشته شدند. نيروهاي کانادا همچون موارد پيشين عليه مردم يوگسلاوي نيز وارد جنگ شده و موجبات تجزيه اين کشور را فراهم آوردند.
همانند جنگ هاي پيشين، نيروهاي کانادا همراه با نيروهاي آمريکا، انگليس، فرانسه و نيوزيلند در قالب ائتلاف داوطلبانه در کشتار مردم عراق و افغانستان سهيم بوده اند. با ورق زدن تاريخ متوجه مي شويم که زمامداران کانادا در خلال يکصد سال گذشتهبراي سرکوب مبارزات آزادي خواهانه ملت ها يا تلاش آنها براي حفظ حاکميت خود، در کنار نيروهاي امپرياليستي قرار داشته اند.


عنوان اصلي: شيباني يصفق للتغيير في مؤتمر المعارضه ... و انقره "تبعد" قياه " الجيش الحر"!
عنوان: شيباني در نشست مخالفين براي خواستاران " تغيير " كف مي زند ... و آنكارا فرماندهي " ارتش آزاد" را " تبعيد" مي كند
منبع: السفيرمحل نشر: لبنان
تاريخ نشر: 25 سپتامبر 2012 (4 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: داوود رمالمترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103011

شيباني در نشست مخالفين براي خواستاران " تغيير " كف مي زند ... و آنكارا فرماندهي " ارتش آزاد" را " تبعيد" مي كند
با وجود شادماني گروه 14 مارس از اعلام انتقال فرماندهي ارتش آزاد سوريه از سرزمينهاي ترکيه به سرزمينهاي آزادشده سوريه، گروه 8 مارس نيز بر بنياد داده هاي اوليه اي، بازدر پيوند با اعلام اين امر شادي نمود. اين داده هاي اوليه نشان مي دهند که تصميم [به انتقال ارتش آزاد سوريهبه سرزمين هاي آزادشدهدر سوريه] گونه اي اعلام تصميم رسمي مقامات ترکيه مبني بر ضرورت بيرون رفتن رهبري مخالفين مسلح سوريه از زمين هاي ترکيه است.
همزمان با اين امر، گزارش هايي ديپلماتيک نشان مي دهند که آنکارا رو بدان کرده است که با رويدادهاي داخلي سوريه فاصله بگيرد.
اين تصميم دلايلي دارد، که از آن ميان مي توان به اوضاع خود ترکيه اشاره کرد؛ زيرا ترکيه خود، در صورت بحراني تر شدن اوضاع سوريه، به ويژه در جهت افزايش گستره جنگ خانگي، با خطر چنددسته گي روبروست.
بر اساس همين گزارش ها از يک سو افزايش عمليات حزب کار کردستان و شکست تلاش هاي مهار کردها توسط وزير امور خارجه ترکيه، احمد داوود اوغلو، چه در کرکوک و چه در واشينگتن، و از سوي، ديگر اوضاع امنيتي بي ثبات در مناطق ترکي علوي در مرزهاي شمالي سوريه، و باز از سوي ديگر، بلندتر شدن صداهاي مخالف در مؤسسه نظامي ترکيه، همه سبب شدند که حزب عدالت و توسعه در آستانهبرگزاري کنگره خود، در شيوه برخورد با بحران سوريه بازنگري کند.
بر اساس اعتقاد مقامات برجسته اي در گروه 8 مارس، اين چرخش ترکيه با چرخشي از سوي ايران همزمان افتاده است. اين چرخش ها در پي گردهمايي قاهره روي دادند که در آن وزراي امور خارجه گروه تماس، در برگيرنده ترکيه و مصر و ايران، که وزير امور خارجه سعودي، شاهزاده سعود الفيصل در آن غيبت داشت، روي دادند.
صالحي به اسد: زمان، زمانابتکارعمل هاست
چرخش ايران در پيامينهفته است که وزير امور خارجه ايران، [آقاي] علي اکبرصالحي، نزد رئيس جمهور سوريه، بشار الاسد، برد، بدين مضمون که هنگام ابتکار عمل ها فرا رسيده است و شما بايد اين فرصت ها را غنيمت بشمريد و از دست ندهيد.
ايرانيان به پيام [آقاي] صالحي، که يکسره از قاهره به دمشق رفت، بسنده نکردند؛ آنها از روس ها و چيني ها نيز خواستند که با هم براي به نتيجه رساندن نشست مخالفان داخل تلاش کنند.
تضمين هاييبدهيد
سفير ايران در دمشق، محمد رضا شيباني در همايش هيأت هماهنگيدر صف نخستين نشست و همراه با سفيران روسيه و چين براي آن گروه از سخنرانان سوري، که به تغيير و راه حل مسالمت آميز و دست کشيدن از خشونت فرا مي خواندند، کف زد. و اين خود نشانه اي بسيار گويا، به طور خاص از سوي ايرانيان است که البته در همه جزئيات مربوط به همايش يادشده با روس ها و چيني ها هماهنگي کرده بودند.
نکته جالب توجه اين است که اين کردار ايران با لحن بي سابقه اي از سوي مصر در رابطه با تهران همزمان افتاد؛ زيرا رئيس جمهور مصر، محمد مرسي، دو روز پيش تکرار کرد که ايران يک طرف اصلي در منطقه است و مي تواند در حل بحران سوريه نقشي فعالانه و پشتيبان داشته باشد، و رابطه دو کشور (ايران و سوريه م) براي حل اين بحران نقش مهمي دارد.
يک گزارشديپلماتيک اشاره مي کند که اگر چه سقف [مخالفت با نظام سوريه] در سخنراني هاي رهبران برخي کشورها در نشست عدم تعهد که در اواخر ماه گذشته در تهران برگزار شد، و به ويژه در سخنراني رئيس جمهور مصر، محمد مرسي، بلند بود، با اين همه نشانه هايي از دست يابي به راه حل هاي سياسي براي بحران سوريه، در ارتباط با پرونده هسته اي ايران هم پي در پي آشکار شدند.
اين گزارش مي افزايد: بيهوده نيست که برخي مقامات ايران پس از گردهمايي گروه تماس چهارجانبه اعلام کردند که با توجه به حالت سردرگمي غرب و اعراب و فراخترشدن و افزايش شکاف ها در ميان مخالفين سوريه در خارج، گذشته از پيامدهاي کشته شدن سفير امريکا در ليبي، و به ويژه با توجه به تجديد نظر حکومت امريکا در شيوه تعامل خود با برخي گروه هاي بنيادگراي تندرو در کشورهاي بهار عربي، سوريه به زودي يافته شدن راه حل سياسي بحران خود را جشن خواهد گرفت.
دو نشانه مثبت
يک منبع ديپلماتيک مي گويد که رئيس جمهور مصر در خلال گردهمايي وزرايخارجه عرب، و براساس هماهنگي پيشين با عربستان سعودي و مصر و ترکيه، آغاز کار گروه تماس چهارجانبه را اعلام کرد؛ زيرا بازتاب هاي بحران سوريه بر برخي از اين کشورها به مرحله بسيار خطرناکي رسيده بودند، به ويژه هنگامي که کشاکس منطقه اي و بين المللي [بر بستر بحران سوريه] بسيار صريح و آشکار شد و از پيامدهاي ناگواري براي کشورهاي پشتيبان مخالفين مسلح در سوريه، و همچنين بر کشورهايي که، چون لبنان واردن، خود را از اين بحران به دور نگاه داشته اند، هشدار مي داد.
منبع يادشده مي گويد: پيش از برگزاري نشست سران کشورهاي غير متعهد در تهران، دو نشانه از امکان دستيابي به تسويه اي بين المللي و منطقه اي برايبحران سوريه آشکار شدند:
1- در نشست سازمان همکاري اسلامي در مکه، چند هفته پيش، نشستي طولاني ميان شاه عربستان سعودي، ملک عبد الله بن عبد العزير، و رئيس جمهور ايران، [آقاي] محمود احمدي نژاد برگزار شد. يکي از نتايج عملي و مستقيم اين نشست، اعلام زمان بندي يگانه اي براي عيد فطر از سوي عربستان سعودي و ايران بود، که اگر چه تصميمي ديني بود، ولي بنيادي سياسي داشت. با اين تصميم، براي نخستين بار روز اول عيد فطر ميان عربستان سعودي و ايران يکسان مي شود، آن چه به صورت يگانه شدن عيد در لبنان، براي نمونه، نمود يافت.
2- مکلف کردن نماينده بين المللي جديد، الاخضر الابراهيمي، به تلاش براي دست يافتن به تسويه اي براي بحران سوريه، در اقدامي که همه منطق جاري در پي شکست نماينده پيشين، کوفي عنان را فرو پاشيد. اين منطق بر آن بود که فرصت هاي راه حل هاي سياسي در سوريه از ميان رفته اند. و در نتيجه ابراهيمي مکلف شد رخنه بزرگي در ديواري که پيش پاي راه حل ساخته شده بود، پديد آورد.
منبع ديپلماتيک يادشده عرب توضيح مي دهد که: گروهتماس چهارجانبه براي آن تشکيل شد که زمينه ساز يک همايش بينالمللي باشد که قرار است براي حل بحران سوريه، و احتمالا پس از انتخابات رياست جمهوريامريکا در ششم نوامبر آينده برگزار شود. اين همايش روسيه و چين و ايران، از يک سو، و امريکا و فرانسه و ترکيه و سعودي، از سوي ديگر را در بر مي گيرد، بي آن که احتمال پيوستن کشورهاي مؤثري از نظر سياسييا اقتصادي، که دو طرف روسي و امريکايي بر آن شوند که به دعوت آنها به مشارکت در اين همايش نياز است، منتفي باشد.
منبع يادشده مي افزايد که آن چه عربستان سعودي و قطر را برآن داشت که اين موضع گيري در رابطه با گروه تماس را براي رئيس جمهور مصر پيش کشند، اين بود که اوضاع در سوريه رو به وخامت مي رود و اکنون ديگر حتي براي کشورهاي پشتيبان مخالفين نيز از کنترل بيرون مي شود؛ آن چه بدان انجاميد که دو کشور يادشده به طور اعلام نشده اي تصميم بگيرند که به تدريج [از مواضع خود] عقب نشينند و در انجام از دادن پول و اسلحه به مخالفين سوريه خودداري کنند؛ و همين تصميم است که فرانسه را بر آن داشت اعلام کند که آماده است مخالفين را مسلح کند.
منبع يادشده مي گويد پس از آن که ترکيه عمليات فرار خلبان سوريه با هواپيماي ميگ روسي به اردن را ساماندهي کرد، روسيه با سرنگون کردن هواپيمايترکيه بر خاک سوريه واکنش نشان داد، به ويژه اين که يک مسأله امنيتي تکنولوژيک نيز در رابطه با کدهاي رادارهاي سوريه، که ساخت روسيه اند نيز در کار بود که تا کنون از آن پرده برداشته نشده است. و همين امر سبب شد که رهبري ترکيه بي هيچ انفعالي به بررسي ابعاد اين پيام بپردازد.
پنتاگون با گزينه نظامي مخالف است
آيا تسويه سياسي در سوريه از پرونده هسته اي ايران جداست؟ منبع ديپلماتيک يادشده تأکيد مي کند که پاسخ اين پرسش همان موضعي است که وزير دفاع امريکا، لئون پانتا گرفت. وي به دو حزب جمهوري خواه و دموکرات امريکا هشدار داد که فرماندهي نظامي امريکا ديگر پذيراي هيچگونه ماجراجويي نظامي بر اساس تصميم گيري اداره سياسي در کاخ سفيد نيست.
منبع يادشده به اين امر اشاره مي کند که پنتاگون بدين باور رسيده است که [چنين جنگ هايي] گذشته از هزينه هاي جاني خود هزينه هاي مالي بزرگي دارند که بر پرداخت کننده ماليات در امريکا فشار مي آورند، و به نفرت ملت هاي جهان از امريکا مي افزايند، افزون بر اين که چنين جنگ هايي تهديدي جدي و مستقيم عليه منافع راهبردي امريکا شده اند، زيرا يک فيلم سينمايي اهانت آميز عليه اسلام مي تواند موج بزرگي از اعتراضات را در کشورهاي بهار عربي، که از سوي امريکا پشتيباني مي شوند، بر انگيزد، که در ليبي تا به کشته شدن سفير امريکا و سه ديپلمات ديگر کشيد.
منبع يادشده به اين امر اشاره مي کند که همين عدم موافقت وزير دفاع امريکا با وارد کردن يک ضربه نظامي عليه ايران به بهانه متوقف کردن برنامه هسته اي آن سبب شده است موضع سياسي حکومت کنوني امريکا تعديل شود. حکومت يادشده از تن دادن به خواست حکومت نخست وزير اسرائيل، بنيامين نتانياهو، در رابطه با پايان دادن به برنامه هسته اي ايران و تأمين يک پوشش بين المللي براي يک حمله نظامي عليه ايران، خودداري کرد. با اين ملاحظه که همين وزير دفاع امريکا بود که پيش از اين از پيامدهاي وارد کردن يک ضربه نظامي بر سوريه هشدار داده بود.
جايگاه و موقعيت لبنان در بستر اين اوضاع چيست؟
يک شخصيت برجسته لبناني مي گويد که کافي است مواضع وليد جنبلاط در يک سال گذشته و موضع اخير وي، پس از پايان يافتن نشست گفتگوي ملي در بعبدا، که در آن از سياست دورماندن لبنان از بحران سوريه دفاع کرد را با هم مقايسه کرد.
وي مي افزايد: از لبنان انتظار نمي رود که با اين يا آن طرف باشد، يا بر سقوط نظام يا عدم سقوط آن گرو بندد. آن چه از همه ما، به عنوان لبناني، انتظار مي رود اين است که به بهترين راه براي حمايت از کشور خود بيانديشيم. اگر از نظر سياسي هم داستان شويم، نقش نهادهاينظامي و امنيتي در رويارويي با هر تلاش براي آسيبرساندن به سياست فاصله گرفتن از بحرانو در نتيجه به بر هم زدن ثبات، فعال تر مي شود؛ و بهترين دليل بر اين امر رويارويي ارتش لبنان با گروه هاي ارتش آزاد سوريهاست که شنبه گذشته مواضع آن را در نزديکي عرسال هدف قرار دادند.



عنوان اصلي: UNE ATTAQUE ISRAELIENNE SUR IRAN FERAIT DES MILLIERS DE VICTIMES
عنوان: هزاران تن قرباني حمله اسرائيل به ايران خواهند بود
منبع: روزنامه لوپوئنمحل نشر: فرانسه
تاريخ نشر: 25 سپتامبر2012 (4 مهر 1391) زبان: فرانسوي
نويسنده: آرمين عارفي ARMIN AREFI مترجم: سيده هاجر محسنيان
کد بازيابي: 103033

هزاران تن قرباني حمله اسرائيل به ايران خواهند بود
براي نخستين بار يک گزارش امريکايي به خسارات انساني که حملات پيشگيرانه اسرائيل به سايت هاي ايران ايجاد خواهد کرد، مي پردازد.
اين اطلاعات پنهان شده بحث پيرامون لزوم بمباران پيشگيرانه سايت هاي هسته اي ايران براي اسرائيل است. با اين حال، اين اطلاعات اساسي به نظر مي رسد.براي نخستين بار، يک گزارش علمي امريکا خسارات انساني را که چنين حمله اي به جاي خواهد گذاشت، مورد سوال قرار مي دهد.درنوشته ايبا عنوان قمار هسته اي آيت الله هاکه از سوي موسسه سياسي هينکلي دانشگاه يوتا (امريکا) منتشر شد، خسرو سمناني، صاحب صنايع و يك نوعدوست، تعداد ايراني هايي که احتمال دارد قرباني مستقيم (مرگ و مير) يا غيرمستقيم(زخمي و آلودگي) بمباران هوايي اسرائيل باشند را 80.000 نفر برآورد نمود.
در طول دو سال گذشته اين امريکايي ايراني الاصل، فارغ التحصيل در رشته فيزيک و شيمي با کمک مهندس هسته اي،گري ساندکويست، ارقام منتشر شده توسط دولت ايران، آژانس بين المللي انرژي اتمي و نيز گزارش هاي مختلف متخصصان غربي و ايراني را به دقت بررسي کرد تا خطرات حمله هدفمند به سايت هاي ايراني را ارزيابي دقيق کند. بدين ترتيب، بررسي وي مربوط به چهار سايت اصفهان، نطنز، اراک و بوشهر- است که سه سايت اصفهان، نطتز و اراک قطعاً هدف نيروي هوايي اسرائيل قرار خواهد گرفت.
انتشار گازهاي سمي
در صورت بمباران، نخستين قربانيان کارکناني هستند که در مراکز مختلف فعاليت مي کنند. خسرو سمناني به مجله لوپوئن گفت: با اطلاع از اين که در هر يک از سايت هاي مورد بررسي دو گروه به نوبت در شب و روز فعاليت مي کنند بين 3500 و 5500 نفر در زمان انفجار حضور فيزيکي دارند. اين دانشمند تاکيد مي کند: 95 درصد آنها در محل کشته مي شوند: با انفجار، درجه حرارت بالاي ايجاد شده و بالاخره انفجار کپسول هاي هگزافلورايد اورانيوم. با وجود اين، دولت يهود اطمينان داد که حملاتش دقيق خواهد بود. توضيحي که خسرو سمناني آنرا رد کرد. او تاکيد نمود: اگر اسرائيل به سايت هاي هسته اي ايران حمله کند براي تخريب کامل آن است نه به طور جزئي.
با اين حال، اين مرحله از بمباران مرگبارترين مرحله نخواهد بود. طبق اين گزارش مهم ترين خطر انتشار گازهاي بسيار سمي در اين سايت ها در هوا است. اين خطر بيشتر از آن جهت مهم است که جمهوري اسلامي سايت هاي هسته اي اش را در نزديکي مراکز شهري پراکنده ساخته است.به گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي ايران از سال 2004 تا 2009 ميلادي بيش از 371 تن اورانيوم هگزافلورايد را در مرکز تبديل اورانيوم اصفهان و کارخانه غني سازي اورانيوم خود در نطنز ذخيره کرده است. باري، گزارش صريح و روشن است: حمله به اين دو سايت ترکيب هاي فلورايد را منتشر مي کند که به اسيد هيدروفلوريک تبديل مي شود.
سرطان و ناهنجاري ها
اين سند تاکيد مي کند: اين عنصر براي افرادي که آن را استنشاق مي کنند بسيار اختناق آور است. خسرو سمناني مي گويد: آن حتي بسيار خورنده تر از کلر است که در جنگ جهاني اول استفاده شد. در صورت تخريب اين ساختمان ها به طور قطع مقدار معيني از اين گاز در هوا رها خواهد شد. طبق اين گزارش اگر فقط 5 درصد 371 تن اورانيوم هگزافلورايد توليد شده در هوا رها شود، اين گاز سمي مي تواند کمتر از يک ساعت به شهر اصفهان برسد: 240.000 سکنه به ويژه بخش هاي 4 و 6 شهر در معرض آن قرار مي گيرند.
اما با 20 درصد از گاز رها شده 352.000 سکنه مورد تهديد قرار مي گيرند. اين گزارش تاکيد مي کند: با در نظر گرفتن 5 تا 20 درصد افراد آسيب ديده، برآورد مي شود که بين 12.000 تا 70.000 نفر مي توانند آلوده شوند. به علاوه آسيب به محيط زيست مي تواند افزايش قابل توجهي از ميزان ابتلا به سرطان و ناهنجاري مادرزادي را به دنبال داشته باشد.ايران براي ايمن سازي برنامه هسته اي اش که ادعا مي کند براي مقاصد غيرنظامي است، سايت هاي غني سازي اورانيوم خود را در نطنز و فردو در زير زمين ساخته است.آيا اين کافي است براياجتناب از شمارش کشته هايش؟
شبح چرنوبيل
خسرو سمناني تاکيد مي کند: بمباران بيشتر از آن جهت مهم است که سايت در زيرزمين است. اين سايت ها به گورهاي دسته جمعي واقعي تبديل مي شوند. با اين حال، اين دانشمند پذيرفت که در نطنز خطر در معرض گازهاي سمي واقع شدن کمتر است، چرا که اين مرکز را مناطق روستايي احاطه کرده است. با وجود اين، او خاطرنشان مي سازد: بين 800تا 7000 نفر در معرض قرار مي گيرند اگر فقط يك درصد از گاز در هوا منتشر شود. مهم ترين تهديد به راکتور هسته اي بوشهر،که از سوي روسيه در سپتامبر 2011 ميلادي تحويل داده شد، و اين گزارش بمباران آن را بسيار بعيد مي داند اما به طور کامل غيرممکن نيست، مربوط است.
خسرو سمناني هشدار داد: حمله به بوشهر مواد راديواکتيو را در هوا رها خواهد کرد.اين گزارش تاکيد مي کند: وزش بادهاي غالب به سمت شهر صدها هزار نفر را در منطقه در معرض سطح خطرناکي از مواد راديو اکتيو قرار مي دهد. اين سند تاکيد مي کند: فقط 1 تا 5 درصد آلودگي احتمال دارد بين 2400 تا 12000 نفر از مشکلات جسمي جدي مانند مشکلاتي که پس از چرنوبيل مشاهده شد، رنج ببرند. علاوه بر ايران، بمباران بوشهر شهروندان کشورهاي همسايه خليج فارس را در معرض بحران جدي محيط زيستي و اقتصادي قرار مي دهد.
تحريکات آيت الله ها
بسياري از متخصصان براي کم اهميت جلوه دادن عواقب ناشي از حمله احتمالي به سايت هاي ايران، موفقيت بمباران هاي اسرائيل به راکتور اوزيراک در سال 1981 ميلادي در عراق و بمباران الخبر در سال 2007 ميلادي در سوريه که تلفات غيرنظاميان محدود بود، را يادآوري مي کنند. مقايسه اي که خسرو سمناني را متعجب نمود: اين دانشمند با اعتراض گفت: دريک سطح قرار دادن اين دو عمليات با ايران فکري متقلبانه است. اين دو راکتور در زمان بمباران در حال ساخت بودند. بنابراين آنها فاقد هر گونه مواد سمي بودند.
خسرو سمناني ممکن است از حاميان سرسخت نظام ايران به نظر برسد. اين درست نيست.فردي که سازمان غيردولتي حمايت از دموکراسي اميد براي ايرانرا در سال 2009 ميلادي تأسيس نمود، نسبت به سياست جمهوري اسلامي، که از 39 سال پيش تا کنون به آن سفر ننموده است، خود را بسيار منتقد نشان داد. اين به هيچ وجه تصادف نيست اگر گزارش وي اسرائيل را هدف قرار نمي دهد بلکه رهبران ايراني را مورد هدف قرار مي دهد. اين دانشمند تاکيد مي کند: من آن را قمار هسته اي آيت الله ها ناميدم، زيرا آنها تحريکات آيت الله خامنه اي و رئيس جمهور احمدي نژاد هستند که باعث شده اسرائيل ايران را امروز تهديد مي کند. باري، بايد دانست که در صورت وقوع حمله، يک نسل ايران نسبت به کساني که از حمله حمايت کردند، احساس دشمني خواهد کرد. خطر تلفات انساني به قدري مهم است که بايد در گفتگو پيرامون برنامه هسته اي ايران در نظر گرفته شود.



عنوان اصلي: -
عنوان: مقامات ايران، " به درخواست مردم " گوگل و جي ميل را در ايران فيلتر كردند
منبع: مجله تكنولوژيمحل نشر: ژاپن
تاريخ نشر: 25 سپتامبر 2012 (4 مهر 1391) زبان: ژاپن
نويسنده: - مترجم: كيومرث واحدي
کد بازيابي: 103042

مقامات ايران، " به درخواست مردم " گوگل و جي ميل را در ايران فيلتر كردند
بر اساس گزارش کاربران اينترني در ايران، دولت جمهوري اسلامي ايران موتور جستجو گرگوگلو همچنين جي ميلوب سايت خدمات ايميل، را كه در اختيار كشور امريكا است، از دسترس کاربران خارج کرده است. کارشناسان امنيتي آمار تويتر که @0xal خوانده مي شود، روز بيست و سوم ماه جاري گزارش دادند: سايت هاي جي ميل و گوگل در ايران فيتلر شدند. همچنين همين كارشناسان به دنبال اين اطلاع رساني اعلام کردند،کاربران مي توانند جهت دسترسي به سايت هاي نامبرده از خدمات فيتلر شکن از جمله وي پي ان(VPN) و پروکسي استفاده نمايند. اما با اين حال، پس از آن هم بنا به گزارش کاربران با وجود استفاده از فيتلر شکن دسترسي به سايت اينترنتي گوگل غيرممکن بوده است. افزون بر اين، کاربران در پيامي در سايت اجتماعي تويتر اعلام کردند، هرچند سايت گوگل و جي ميل در ايران فيتلر شدند، ولي با اين حال در صورت استفاده از برخي از اپراتورها سايت جي ميل قابل دسترس است.
Your Middle East سايت خبري منطقه خاورميانه به نقل از خبرنگاران مقيم تهران گزارش دادند، آنان هم به خدمات گوگل دسترسي ندارند. همين سايت و ديگر خبرگزاري ها گزارش دادند که عبدالصمد خرم آبادي، مسسوول اجرايي ناظر بر اينترنت، فيتلر شدن سايت هاي نامبرده را تاييد کرده است. او به آژانس خبري کشورهاي مختلف گفت، تدابير فيلتر به درخواست مردم ايران اتخاذ شده است. باشگاه روزنامه نگاران جوان در همين راستا خاطرنشان کرده است، سايت اينترنتي گوگل در ايران به جهت پخشچهارده دقيقه فيلم توهين آميز به پيامبر اسلام در سايت يوتيوپ فيتلر شده است. گفتني است اعتراض مسلمانان نسبت به اين فيلم در کشورهاي مختلف جهان گسترش يافته است.
گذشته از اين، تنش ميان کشورهاي غربي از جمله آمريکا با ايران پيرامون برنامه هاي هسته اي اين کشور هم افزايش يافته است. آمريکا و ايران يکديگر را به جهت حملات سايبري مخفيانه سرزنش مي کنند. با پيشرفت بد افزارهاي کامپيوتري از جملهفليمو استاکسنتتوسط متخصصان امنيتي کامپيوتر، مناقشه ميان دو کشور ايران و امريكا گسترش يافته است.بدافزار استاکسنت به منظور حمله به سايت هاي هسته اي ايران و همچنين اخلال در تجهيزات صنعتي ساخت زيمنس آلمان که در ايران مورد استفاده قرار مي گيرد، طراحي شده است.
از سوي ديگر، دولت ايران روز بيست و سوم ماه سپتامبر مشارکت در حمله سايبري به وب سايت بانک مرکزي آمريکا که در هفته گذشته صورت گرفته، تکذيب کرده است.



عنوان اصلي: IRAN OSMANLI IMPARATORLUGUNU MU KURUYOR
عنوان: آيا ايران امپراتوري عثماني ايجاد مي كند؟
منبع: روزنامه يني شفقمحل نشر: تركيه
تاريخ نشر: 24 سپتامبر2012 (3 مهر1391) زبان: تركي استانبولي
نويسنده: صالح تونا SALIH TUNA مترجم: احمد مرجاني نژاد
کد بازيابي: 103027

آيا ايران امپراتوري عثماني ايجاد مي كند؟
گومرت، عضو جمهوريخواه مجلس سناي امريكا مي گويد :" سياست خارجيباراك اوبامادر راستاي حمايت از ايجاد يك امپراتوري عثماني جديددوم درمنطقه خاورميانه است . " به راستي استنباط وي از كجا نشئات مي گيرد ؟
برادران محافظه كار و نيز شخصيت هاي ملي گرا، با طيف هاي مختلف ( در تركيه .م) حتما به اين سئوال بسيار مهم توجه و عنايت بفرمايند ، زيرا مهم ترين استدلال آقاي گومرت چنين است كه : " امريكا پس از كسب پيروزي در عراق ، عقب نشيني كرد و ميدان را به ايران سپرد . " يعني .... اين بدان معني است كه باراك اوباما ، با سپردن عراق به ايران، از طرح ايجاد يك امپراتوري عثماني جديد در خاورميانه حمايت ميكند . !
در اين موردملي گرايان ما چه نظري دارند . ؟
در تشكيل يك امپراتوري جديد در خاورميانهتوسط ايران، آيا طيب اردوغان ،در نقش نايب رئيس طرح خاورميانه بزرگ ،فراخواني به جشن تحقير تلقيمي شود . ؟ !
اينك چه خواهند گفت .؟آيااحمدي نژاد ، قائم مقام طرح خاورميانه بزرگ ،شده است .؟
و يا برادران محافظه كار مانچه خواهند گفت . ؟آيا باز هم اين مسئله را تكرار خواهند كرد كه " هر وقت امپراتوري عثماني عليه غرب برخاسته ، ايران از پشت به ما خنجر زده است ." ؟
و يا افرادي ، همانند لائيك هاياصيل كودتاي 28 فوريه ، هم چنانبه صدور ايده ،ايران هراسي ، خواهند پرداخت . ؟
البته در بين اين برادران ، افرادي وجود دارند كه مي گويند : " ايران براي ما از اسرائيل خطرناك تر است و دشمن واقعي ماايران و شيعيان هستند . " آنان حتي سفر "مرسي " به ايران را نيز نتوانستند هضم نمايند و به ميزانخشم شان از اين امر ، نسبت بهايران نفرت دارند .
به راستي در نمي يابم ، اين همه نفرت را از چه دوراني اندوخته اند . ؟مي پندارمكه اين افراد ، رفته رفتهبهاعضاي،انجمن زنان معاصر تركيه،شبيه مي گردند،كه زمانيبا ترويج وحشت افراطي غير منطقي نسبت به ] امام[ خميني ، فرياد برمي آوردند كه " ايران زنان ما را به چادر پوشي خواهد كشاند " زيرا در قبال نوشته هايم مبني بر اين كه : " آري فهميديم كهايران بي مسئوليت و مذهب گرا است. ولي شما مي خواهيد چه كنيد،آيا به جنگ ايران برويم؟ " آنان تاب و تحمل را از دست داده و برايم ايميل هاي پر از توهين و ناسزاارسال كرده اند. !
نارحتي آنان چيست ؟ آيا جنگي آني با ايران را خواستارند ؟
ادعاي مذكور ، يعني گشايش و حمايت باراك اوباما از ايجاد امپراتوري عثماني توسط ايران ، مسلماهم از سوي برخي محافظه كاران و نيز اكثر ملي گرايان ما، سخني فاقد ارزش، تلقي و ارزيابي خواهد گرديد. هردو گروه نيز خواهند گفت كه : " ايران چه ربطي به امپراتوري عثماني دارد ؟ "
مسلماً اين رابطه را بايد از ادراك نماينده جمهوري خواه سناي امريكا، نسبت به ماهييت امپراتوري عثماني،دريافت كرد ، كه وي نيز در پي گمراه سازي ماست .
در اين جا شايسته است به سخنان استاد مان، جميل مريچ، گوش فرا دهيم :" اگر تمامي قرآن هايمان را بسوزانيم و همه مساجد مان را تخريب نماييم، باز هم از ديد غربي هاما عثماني هستيم. از منظر غربي ها، عثماني يعني اسلام، يعني دشمني تاريك جاهل - و خطرناك است . "
البته از منظر افرادي چون گومرت ، تركيه، ايران، مصربا هم فرقي ندارند و همه آن ها عثماني محسوب مي گردند . گوهمرت در ادامه سخنان اش مي گويد :" باراك اوبامابا حمايت از ايجاد امپراتوري عثماني جديد و كمك به شكل گيري درياي ا فراط گرايي در منطقه ، دوست و متفق مان ، اسرائيل ، را بدون دفاع رها ساخت . "
مستحضريد كه در دوران حكومت باراك اوباما ، دولت امريكا تحميل هاي دائمي حكومت اسرائيلرا نپذيرفت ، جبهه نئوكون اسرائيل ، مدافع سرسخت لزوم حمله نظامي آني به ايران هستند .
البته حكومت اوباما معتقد است كه،مداخله هاي اجتماعي بدون درد و پانسمان ، موثر تر از مداخله نظامي است. مسلماً سلايق و عملكرد ها متفاوت است ، لذا در امريكابين دموكرات ها و جمهوري خواهان در مورد نحوه برخورد با ايران اختلاف سليقه و نظر حادث گرديده است .
گومرت، در ارتباط با عدم مقبوليت مداخله هاي اجتماعي بدون درد و خونريزيدر ايران مي گويد : " اين رئيس جمهوراز زورگويانتند رو، اسلام گراهاي متعصب، يعني از آناني كه قصد نابوديما را دارند ،انتظار كسب هواداري _ طرفداري _ دارد! مسلمانه تنهااز آنان هيچ محبت و مرحمتي نخواهد ديد ، بلكه مطمئنا تحقيرهمخواهند شد . "
ضرب المثلي در تركيهبه اين مضمون جاري است كه مي گويد : " راهزني كه از شجاعت هاي خود تعريف و تمجيد مي كند ، سرقت ها و گناهانش را نيز برملا مي سازد . "
به نظرم، ارائه و نمايش فيلم موهن تحقير ساحت حضرت پيامبر (ص) نيز در راستاي ،انتظار تحقير مد نظرگومرت،طراحي و برنامه ريزي شده است. زيرا جناح راست گرا در امريكا به همراه حكومت تروريست اسرائيل ، در پي تحقق اين حقارت نسبت به اوباما هستند .
به مسلماناني كه جهت ابراز علائق و وابستگي شان به رسول الله ،همواره فرياد برآوردهو بر زبان مي رانند كه : " پدرم فداي تو يا رسول الله " اين سخن مبارك پيامبر گرامي اسلام را خاطر نشان مي سازم كه فرمودند : " از بصيرت مومن اجتناب نماييد زيرا او با نور خدا مي نگرد . "
لذا در واكنش هايي كه نسبت به فيلم موهن مذكور ابراز مي گردد ، مسلمانان سعي نمايند از افراط و خشونت دوري گزينند.



عنوان اصلي: IRAN،S OIL COMPANY," AGENT" OF REVOLUTIONARY GUARD CORPS
عنوان: شركت نفت ايران، " كارگزار" سپاه پاسداران
منبع: بلومبرگمحل نشر: امريكا
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: اينديرا لاكشمانان INDIRA LAKSHMANAN مترجم: شاهرخ بهار
کد بازيابي: 103025

شركت نفت ايران، " كارگزار" سپاه پاسداران
امروز دولت اوباما خطاب به كنگره گفت كه شركت دولتي نفت ايران وابسته به يك واحد نظامي است كه به سبب تكثير اسلحه، تروريسم و نقض حقوق بشر مورد تحريم واقع شده است.
تيموتي اف.گايتنر، وزير خزانه داري امريكا، از سوي كنگره ملزم گرديد كه گزارشي مربوط به اين قضيه تهيه كند. در گزارش مزبور مشخص شده است كه شركت ملي نفت ايران (كه علامت اختصاري آن با حروف لاتين نيوكاست) يك كارگزار يا نهادي وابستهبه سپاه پاسداران انقلاب ايران است. اين مطلب در متن دو نامه اي كه وزارت خزانه داري براي نمايندگان كنگره ارسال داشته ذكر گرديده است. اين گزارش وزارت خزانه داري، هويت آن مؤسسات مالي خارجي را كه از طريق معامله با اين شركت تحريم هاي امريكا را ناديده گرفته اند آشكار مي سازد.
طبق مندرجات آن دو نامه، وزارت خزانه داري براي تحريم شركت ملي نفتكش هاي ايرانكه حمل كننده عمده نفت خام ايران است، به جرم داشتن ارتباط با سپاه پاسداران، مدارك و شواهد كافي نيافته است.
حتي با كشف وابستگي هاي شركت نفت ايران با سپاه پاسداران، قوانين جاري ادامه خريد نفت خام ايران توسط كشورهاي معاف از تحريم را مجاز مي شمارد. علت معافيت برخي از كشورها از تحريم، آن است كه كشورهاي مزبور ميزان واردات نفتي خود را از ايران را تا حدود قابل ملاحظه اي كاهش داده اند.
شركت هاي امريكايي و شهروندان امريكايي از مدتي قبل از هر گونه دادوستدي با ايران منع شده اند.
به موجب قانوني كه روز دهم اوت به تصويب رسيد، كنگره به دولت اوباما براي مدت معيني كه امروز به پايان مي رسد مهلت داده است تا مشخص سازد كه آيا شركت هاي نفت و شركت هاي نفتكش تحت كنترل آن واحد نظامي برگزيده در ايران، يعني سپاه پاسداران، قرار دارند يا خير. نمايندگان كنگره سعي دارند تأمين هزينه براي سپاه را به منزله بخشي از يك رشته تحريم هاي گوناگون با هدف تحت فشار قرار دادن آيت ا... علي خامنه اي، رهبر عالي ايران، جهت متوقف ساختن برنامه احتمالي دستيابي كشورش به سلاح هاي هسته اي، را تكذيب كنند.
اعطاي معافيت از تحريم ها
آدام زوبين، رئيس اداره كنترل سپرده هاي خارجيامروز خطاب به كنگره نوشت: وزارت خزانه داري گزارش هاي طبقه بندي شده (سري) و اطلاعات غيرطبقه بندي شده (انتشار داده شده يا قابل انتشار) را كه روي اين نتيجه گيري ها صحه مي گذارند بازنگري كرده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، به منزله مقتدرترين عامل اقتصادي ايران، بر بسياري از بخش هاي اقتصادي كشور، از جمله بر بخش هاي انرژي، امور ساختماني و بانكداري، سيطره دارد.
او نوشت: اخيراً، سپاه پاسداران براي به فروش رساندن نفت ايران به سازماندهي سلسله تمهيدات تازه اي، به منظور پرهيز از تحريم هاي بين المللي، روي آورده است.
طبق مندرجات نامه هاي فوق، به موجب گزارش وزارت خزانه داري، هر نهاد مالي خارجي كه تصميم بگيرد معاملات و دادوستدهاي مهم [بين ايران و مؤسسات خارجي] را عالماً و عامداً تسهيل كند يا خدمات مالي قابل توجهي براي شركت ملي نفت ايران فراهم آورد، ممكن است از سيستم بانكداري امريكا اخراج شود. منظور از اين گونه خدمات و دادوستدها، اجراي طرح هاي عظيم مشترك با شركت نفت ايران، سرمايه گذاري در آن شركت، معاملات املاك و مستغلات با آن نهاد يا فروش هر گونه كالايي به شركت مزبور است. كه ممنوع شناخته شده اند و اخراج هر مؤسسه مالي كمك كننده به ايران از سيستم بانكداري امريكا، صدور نفت ايران را كه منبع اصلي درآمد ايران است با مشكلات و تنگناهاي بيشتري مواجه خواهد ساخت.
افشاي حقيقت
هوارد برمن، عضو مجلس نمايندگان، كه دموكرات و نماينده كاليفرنياست، و يكي از كساني است كه خواستار تهيه گزارش مورد بحث از وزارت خزانه داري شده بود، گفت كه اين گزارش حقيقت را برملا مي سازد و آن اين است كه شركت نفت ايران يك كارگزار كليدي سپاه پاسداران است و سپاه نيز سرسخت ترين و خطرناك ترين ابزار كار نظام حاكم بر ايران، به شمار مي رود. معاملات نفتي با شركت ملي نفت ايران پشتوانه اي براي ايفاي نقش سپاه پاسداران در برنامه تسليحات هسته اي ايران و در حمايتش از تروريسم است.
باب منندز، سناتور دموكرات اهل نيوجرسي كه در عين حال يكي از افرادي است كه خواستار تهيه اين گزارش بوده است، از اين تمهيد حقوقي جديد ستايش كرد و آن را ابزاري قلمداد نمود كه نهادهاي مالي را كه به دادوستد با امريكا اشتغال دارند مجبور مي سازد كه مشاركت خود در هر گونه معاملات تجاري با شركت ملي نفت ايران را متوقف كنند. او گفت كه اين تمهيد انگيزه اي براي كاستن از ميزان خريد نفت ايران در حدقابل ملاحظه ايبه شمار خواهد رفت، چرا كه خريداران نفت متوجه خواهند شد كه عايدات نفتي ايران به سپاه پاسداران سود خواهد رساند.
مارك دوبويتس، يكي از هواداران تحريم هاي عليه ايران كه گزارش هايي را درباره ارتباط مستقيم سپاه پاسداران با شركت نفت و كلاً با بخش نفتي كشور براي كنگره و دولت اوباما تهيه كرده است، گفت كه تمهيد تازه، شركت هاي پالايشگر پايبند به قوانين را تشويق خواهد كرد كه براي رفع نيازهايشان به سراغ تأمين كنندگان ديگر نفت بروند.
دوبويتس، رئيس اجرايي بنياد دفاع از نظام هاي دموكراتيكامروز در مصاحبه اي گفت: اين تصميم براي همه شركت هاي خارجي كه به دادوستدهايشان با شركت ملي نفت ايران و ده ها شعبه فرعي آن شركت هنوز ادامه مي دهند حايز اهميت است. او آن را نشانه اي نيرومند كه همگان را از خريد نفت ايران، تأمين اعتبارات براي توليد نفت آن كشور، بيمه كردن آن و يا كلاً معامله كردن در حوزه نفت ايرانبرحذر مي دارد، توصيف كرد.
واردات چين
در طول شش ماهه اول سال گذشته، چين واردكننده طراز اول نفت ايران به شمار مي رفت و ژاپن، هند و كره جنوبي به ترتيب در مقام هاي دوم، سوم و چهارم قرار داشتند. اين نكته را اداره اطلاعات انرژيامريكا خاطرنشان كرده است. اوايل سال جاري به هر چهار كشور مزبور مدت 180 روز مصونيت قابل تمديد از تحريم هاي مالي امريكا، در ارتباط با خريد نفت از ايران، اعطا شد.
گزارش كار گمركات چين كه روز 21 سپتامبر انتشار يافت نشان مي داد كه واردات چين در زمينه نفت خام ايران در ماه اوت گذشته، 20 درصد نسبت به سال ماقبل كاهش داشته و به پايين ترين سطح خود در طول پنج ماه قبل از آن رسيده است.
تحويل گرفتن نفت خام در ماه نوامبر بر اساس معيار مبادلات تجاري نيويورك 96 درصد كاهش يافته و به سطحي از قيمت از قرار بشكه اي 93/91 دلار رسيده و در آن سطح ثابت مانده است، يعني تا 1/7 درصد از زمان 14 ماه سپتامبر و تا 7 درصد در طول تمامي سال تنزل يافته است.
مقامات امريكا از جمله هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه، سپاه پاسداران را به در دست گرفتن تصدي سودآورترين بخش هاي اقتصادي ايران متهم كرده اند. سپاه يا اعضاي آن از سوي امريكا، سازمان ملل و اتحاديه اروپا به سبب ارتكاب به چند فقره جرم، از جمله كار روي برنامه هسته اي و فعاليت هاي توليدي در زمينه موشك، مورد تحريم واقع شده اند.
مسأله هسته اي
طبق داده هاي صندوق بين المللي پول، درآمد حاصل از [فروش] نفت بيش از 50 درصد بودجه ملي ايران را تأمين مي كند. بر اساس گزارش وزارت نيروي امريكا، نفت در سال 2011 ميلادي براي اين كشور واقع در حوزه خليج فارس، 95 ميليارد دلار به ارمغان آورده است.
هواداران تحريم هاي مالي و تحريم هاي مرتبط با انرژي كه عليه ايران به اجرا درآمده اند، مي گويند كه ايجاد اختلال و افت و خيز در ميزان عايدات نفت ايران بهترين راه براي كند كردن سرعت پيشرفت آن كشور در برنامه هسته اي اش و پيشگيري از حملات نظامي اسرائيل يا امريكا [به ايران] است. ايران مي گويد كه هدف از برنامه هسته اي اش تنها توليد برق براي عموم مردم و پژوهش هاي پژشكي است.
شركت ملي نفت ايران كه به دولت تعلق دارد، در بين ساير شركت هاي نفت جهان از لحاظ حجم توليد مقام دوم را پس از شركت نفت عربستان سعودي دارد. بنابر گفته مؤسسه خدمات پژوهشي كلاركسونكه مركز آن در لندن است، و بخشي از بزرگ ترين شركت دلالي در زمينه كشتي هاي تجاري محسوب مي شود، گفت شركت ملي كشتي هاي نفتكش در ايران، كه سابقاً يكي از شعبات شركت ملي نفت ايران بود و 12 سال قبل به بخش خصوصي واگذار گرديد، داراي ناوگاني از سوپر نفتكش هاست كه از لحاظ كثرت نفتكش هايي كه در اختيار دارد، در مقام چهارم در بين مؤسسات مشابه خود در جهان قرار دارد.

انكار گذشته
در ماه اوت سال 2011 ميلادي، رستم قاسمي، فرمانده سابق سپاه پاسداران و سرپرست پيشين خاتم الانبياء كه بازوي مهندسي سپاه محسوب مي شود، به وزارت نفت و رياست شركت ملي نفت ايران منصوب شد. قاسمي و خاتم الانبياء به سبب وابستگي خود به سپاه پاسداران از جانب امريكا و اتحاديه اروپا تحريم شده اند.
عبدالصمد تاقل، مديركل بخش برنامه ريزي شركت نفتكش ايران، در مصاحبه اي تلفني در ماه فوريه گذشته، اظهارنظر درباره هر گونه وابستگي شركت مزبور به امور نظامي را مردود قلمداد كرد. او گفت كه شركت ملي نفتكش ايران مستقلاً و بدون هر گونه ارتباط اداري، مالي يا سياسي با سپاه عمل مي كند.
امريكا از هم اكنون سازمان خطوط كشتيراني جمهوري اسلامي ايران را كه متصدي حمل ونقل دريايي ايران در سطح ملي است به سبب مشاركت در برنامه هاي موشكي و حمل و نقل محموله هاي نظامي، مورد تحريم قرار داده است.
باراك اوباما روز ششم فوريه دستور داد كه همه سپرده هاي مؤسسات دولتي و مالي ايران در محدوده قضايي امريكا توقيف شوند و لذا اين دستور شامل حامل شركت دولتي نفت ايران نيز مي گردد.
ايران كه در سازمان اوپك، پس از عربستان سعودي بزرگ ترين توليدكننده نفت در سازمان اوپك است، در ماه اوت گذشته روزي 75/2 ميليون بشكه نفت توليد كرده است كه روزي 350 هزار بشكه نفت كمتر از ماه ژوئيه گذشته بوده است. اين آمار توسط بلومبرگ گردآوري شده است.



عنوان اصلي: IRAN ISRAEL ITTIFAKI
عنوان: اتحاد ايران - اسرائيل
منبع: روزنامه استارمحل نشر: تركيه
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: تركي استانبولي
نويسنده: آردان زنتورك ARDAN ZENTURK مترجم: احمد مرجاني نژاد
کد بازيابي: 103026

اتحاد ايران - اسرائيل
انتخابات رياست جمهوري امريكا در سال 1980 ميلادي ساختار و وضعيتي شبيه انتخابات كنوني داشت .
جيمي كارتر، رئيس جمهور دموكرات ها در كاخ سفيد مستقر بود و رونالد ريگان، نامزد جمهوري خواهان ، رقيب انتخابي اشبود .
در ژانويه 1979 ميلادي، جيمي كارتر،همراهژيس گاردستن ، رئيس جمهور وقت فرانسه ، وكالاهان نخست وزير وقت انگلستان، هلموت اشميتنخست وزير وقت آلماندر يك جلسه ويژه درگوادولوپگرد هم آمدند . جيمي كارتر وگاردستن معتقد بودند كه: " اگر فرصت و شانسي به] امام[ خميني اعطاء نگردد وحمايت هايشان از شاه ايران هم چنان تداوم يابد ، ايران دست كم به دو بخش تجزيه خواهد شد، بخشي از ايرانتوسط حزب توده ايرانتحت كنترل اتحاد جماهير شوروي قرار خواهد گرفت. " بدينسان و به شرطخنثي سازيفعاليت هاي كليه كمونيست هاي ايراني ، چراغ سبزانقلاب ] امام[ خميني روشن گرديد . متعاقبا حكومتنيز شرط مذكور را محقق ساخت .
شبكه ارتباطي عجيب
عادت مداخله ايران ، همانند اسرائيل ،بهانتخابات رياست جمهوريامريكا ، در مورخ چهارم دسامبر 1979 ميلادي آغاز شدكه گروهي از دانشجويان طرفدار ] امام[خميني به سفارت امريكا در تهران حمله و آن جا را ا شغالو ديپلمات هاي امريكايي را به گروگان گرفتند.
دار و دستهوابسته به بوش پدر كه دست راست ريگان محسوب مي گرديدند ، طي بهار سال 1980 ميلادي توسط تاجر بين المللي اسلحه ،جمشيد هاشمي ، با سران حكومت ايران رابطه برقرار ساختند . تماس هاي مذكور توسطرئيس C I A دردورانريگان، كيسي، پيگيري مي گرديد .
جبههبوش - ريگاناز ايران خواسته بودتا پايان انتخابات رياست جمهوري ، بحران گروگانگيري ديپلمات هاي امريكائي را ادامه دهند . البته ايران نيز در پي هدف ايجاد روابطي مطمئن با دولت منتخب جديد امريكا بود . به لطف استمرار و تداوم بحران گروگان هاي امريكائي در تهران ، جيمي كارتر نامزد دموكرات ها در انتخابات شكست خورد . ايران نيز درست فقط 20 دقيقهپس ازمراسم سوگند ريگان به عنوان رئيس جمهور جديد امريكا ،گروگان هاي ديپلمات را آزاد كرد .
اولين اقدام ريگان در قبال ايران ، آزاد سازياموال توقيفي اين كشور بود در ادامه مناسبات في مابين ، حكومت ريگان ، تسهيلات عمليات ارسال تسليحات نظامي به ايران از طريق اسرائيل ، در جنگ ايران عراق ،را آغاز و فراهمنمود . اين حوادث در تاريخ سياسي جهان به" رسوائي ايران گيت " مشهور است . همه اين جريان ها در مقابل چشمان نسل ما اتفاق افتاد .
كليد قيام سلفي گرا ها
پس از نمايش فيلم ،معصوميت مسلمانان ، و اقبال و توانايي تحريك مسلمانان جهانتوسط جناح سلفي گراها ،اسلام هراس و نژاد گرا ي شهير ، Pamela Geller ، كه از جمله حاميانساخت و ارائه فيلم موهن بوده است . گفته است : " اين حوادث برايم خاطرات سال هاي 1980 ميلادي را تداعي مي كند. " گللر" دوست نزديك و همكار " جان بولتون" است كه دست راست" ميت رومني " مورمون گرا ، محسوب مي گردد. اينك وي در صدد است،با پوستر هاي تبليغاتي:" در جنگ ا نسان هاي متمدن با وحشي ها ، همواره متمدن ها را حمايت كنيد ، حامي اسرائيل باشيد تا در جهاد پيروز گرديد . " مترو شهر نيويورك را به تسخير درآورد . چنين مي نمايد طي روند تبليغي مذكور ، باراك اوباما ، نامزد دموكرات ها ، همانند جيمي كارتر ، گروگان جهاد گرايان گردد .اينك چنين ادعا ئي مطرح و تبليغ مي گردد كهفقط توسط اين جبهه (جمهوريخواهان .م ) امريكاهم چنين اسرائيل به رهايي از دشمنان اسلام گرا دست خواهند يافت .
به راستي، آيا اين يك امر تصادفي است كه درست در اين ايام ، جعفري ، فرمانده سپاه انقلاب ايران اعلام نمايد كه :" براي جنگ با اسرائيلآماده هستيم .: "
تهران ، تاكنون تهديد هاي اسرائيل مبني بر حمله نظامي به ايران را نوعي بلوف تلقي و ارزيابي مي كرد . چنان مي نمايد كهمقرر گرديده است ،بحران جنگي مذكور تا پايان انتخابات رياست جمهوري امريكا ادامه يابد .
سر نخ هاي يك اتحاد
تا كنونسه جريان در شكل دهي جغرافياي اسلامجاري و مطرح بوده است .
1- جريان هاي سياسي ليبرال دموكرات جاري در كشورهائي نظير تركيه، مصر ، تونس، مراكش
2- افراط گرايي ايزم شيعي كه منشاء آن ايران است .
3- سلفي ها كه تنها راه رهايي را جهاد و جنگ مسلحانه مي دانند
البته تجميعشيعي راديكالبا سلفي راديكال سني ، از مهم ترين وقايع اين دوره است .!
آنان، افرادي چون اردوغان و مرسي را كه طي روند دموكراتيك به حكومت راه يافته اند رابراي خود همانندميت رومني و دارو دسته اش و يا بسان نتانياهوي اسرائيلي ، خطر محسوب مي كنند .
اينك خط مشيدارو دستهسلفي گراها ،گروگانگيريباراك اوباماو نيز رهبران جديد و دموكرات جهان عرب ، است . مسلمانژاد گرايان امريكائي به ابزاري جديد نيازمند هستند ، در واقعتوطئه اصلي" بازي با اسلام است " . فريب مسلمانان -
اينك برخي ها براي آن كه "باراك اوباما" را به وضعيت "جيمي كارتر" دچار سازند، مسلمانان را تحريك و مورد سوء استفاده قرار مي دهند .

پاورقي : در ارتباط با ساختار روابط ايران اسرائيل ، مطالعه مقاله ام تحت عنوان" اتحاد عجيب اسرائيل ايران" را ياد آوري مي كنم .



عنوان اصلي: -
عنوان: دختر رئيس جمهور سابق ايران در زندان
منبع: كامرسانتمحل نشر: روسيه
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391 ) زبان: روسي
نويسنده: ايوان نيكولسكيمترجم: شادي اصغري
کد بازيابي: 103016

دختر رئيس جمهور سابق ايران در زندان
فائزه رفسنجاني، به جرم تبليغات عليه نظام متهم مي شود.روز يکشنبه،رئيس زندان هاي ايران اعلام کرد که فائزه رفسنجاني، دختريکي از سياستمداران و مقامات دولتي بانفوذ ايران، به دستور دادگاه بازداشت شده و براي گذراندن دوره شش ماهه حبس خود روانه زندان شده است.
سال گذشته، فائزه رفسنجاني، دختر آيت الله علي اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس جمهور سابق و رئيس کنوني مجمع تشخيص مصلحت نظام يکي از ارگان هاي مشورتي تحت نظارت رهبريت ديني ايران، به اتهام تبليغ عليه نظام به دادگاه جلب شده بود. و علت آن مصاحبه وي با يکي از سايت هاي اينترنتي مخالف نظام بود که طي آن وي نمايندگان قضائي ايران را اراذل و اوباشي معرفي کرده بود که زير پوشش ارزش هاي اسلام و انقلاب اسلامي عمل مي کنند. وي به خاطر اين مصاحبه به شش ماه حبس محکوم شد. افزون بر آن، وي به مدت پنج سال از فعاليت هاي سياسي و فرهنگي و همچنين مصاحبه با رسانه هاي جمعي و يا همکاري با آنها نيز منع گرديد.
رويارويي در ايران به خويشاوندان نيز کشيده شده است و پليس خانواده مخالفان دولت را زنداني مي کند.
فائزه رفسنجاني در زمان بروز ناآرامي ها در سال 2009 ميلادي بارها بازداشت شده بود، يعني زماني که ده ها هزار نفر به گفته خودشان عليه تقلب در نتايج انتخابات رياست جمهوري در اين کشور برخاستند. در آن ايام، دولت تلاش کرد اهرم هاي اصلي نظام و پدر فائزه رفسنجاني را از عرصه سياست حذف کند. علي اکبر هاشمي رفسنجاني از سمت خود رئيس مجلس خبرگان که وظيفه آن انتخاب رهبري ديني جمهوري اسلامي ايران مي باشد، عزل شد. و به جاي آن پست رياست تشخيص مصلحت نظامي به وي محول شد که از ارگان هايي است که از نفوذ کمتري برخوردار است.
به گفته رئيس زندان هاي ايران، فائزه رفسنجاني دوره محکوميت خود را در بند زنان زندان اوين تهران، يکي از هولناک ترين زندان هاي ايران، سپري خواهد کرد.



عنوان اصلي: -
عنوان: احتمال حمله پيشگيرانه تهران عليه اسرائيل
منبع: راسيسكايا گازتامحل نشر: روسيه
تاريخ نشر: .24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: روسي
نويسنده: - مترجم: شادي اصغري
کد بازيابي: 103017

احتمال حمله پيشگيرانه تهران عليه اسرائيل
ايران قصد ندارد جنگ را آغاز کند، اما احتمال دارد در صورت کسب اطمينان از آمادگي دشمن براي آغاز جنگ، براي حمله پيشگيرانه عليه اسرائيل تصميم بگيرد. اين خبر از سوي خبرگزاري اينترفکسبا استناد بر سخنان سردار امير علي حاجي زاده، يکي از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، منتشر شده است.
اين سردار ايراني معتقد است که آغاز جنگ احتمالي ميان اين دو کشور مي تواند به آغاز جنگ جهاني جديدي منجر شود.
سردار امير علي حاجي زاده خاطر نشان کرد: ما فکر نمي کنيم که رژيم صهيونيستي بدون حمايت امريکا جنگ را آغاز کند. و در صورتي که اسرائيل و ايران درگير جنگ نظامي شوند، هيچ چيز قابل پيش بيني نخواهد بود و اين امر احتمال دارد به آغاز جنگ جهاني سوم منجر شود.
وي افزود: مهم نيست که اسرائيل امريکا را از خبر حمله خود عليه ايران آگاه کند يا خير، ما در هر صورت پايگاه هاي امريکا در بحرين، قطر و افغانستان را مورد هدف قرار خواهيم داد.
روز شنبه، محمد علي جعفري، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، اعلام کرد که در نهايت ارتش تدافعي اسرائيل جنگ عليه ايران را به راه خواهد انداخت.
وي اعلام کرد: در نهايت، جنگ آغاز خواهد شد، اما فعلا محل و زمان آن مشخص نيست. اين جنگ آغاز خواهد شد، زيرا انقلاب (ايران) به سوي اهداف خود در حرکت است و آنان آن را تحمل نخواهند کرد.
اين سردار وعده داده که در نتيجه آغاز جنگ نظامي، دولت يهودي نابود خواهد شد. اين سردار سپاه تصريح کرد: در صورت آغاز حمله نظامي از سوي اسرائيلي ها، اين جنگ به نابودي آنان منجر خواهد شد و همه چيز پايان خواهد يافت.
بدين ترتيب، ايران براي نخستين بار از آغاز مناقشه نظامي عليه ارتش تدافعي اسرائيل سخن گفت. پيش از اين، مقامات رسمي ايران يک چنين روند رويدادها را تکذيب مي کردند و سخنان مقامات اسرائيلي در خصوص احتمال جنگ را بلوف زني مي خواندند.
اسرائيل ايران را متهم مي کند که زير پوشش برنامه اتمي صلح آميز، سلاح هسته اي طراحي مي کند. تهران با اعلام اين که غني سازي اورانيوم را براي نيل به اهداف پزشکي انجام مي دهد، اين اتهامات را رد مي کند.



عنوان اصلي: هل اقتربت ضربه ايران؟
عنوان: آيا حمله به ايران نزديك شده است؟
منبع: الشرق الاوسطمحل نشر: انگلستان
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: طارق الحميدمترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103004

آيا حمله به ايران نزديك شده است؟
هر جنگي با زبان آغاز مي شود؛ و همه نشانه ها امروز مي گويند که به دشوارترين مراحلتصميم گيري اسرائيل براي وارد کردن يک ضربه نظامي بر ايران رسيده ايم؛ چندان که تهران نيز خود بيش از پيش انتظار اين حمله نظامي را، که هدف از آن منع آن از دست يابي به جنگ افزار هسته اي است، دارد. ازينرو امروز ديگر شاهد کوبيدن طبل هاي جنگ ميان اسرائيليان و ايرانيان هستيم.
بهتر آن است که باور کنيم که به دايره لحظه هاي دشوار تصميم گيري براي حمله اسرائيل بر ايران نزديک مي شويم. نخست وزير اسرائيل، نتانياهو، هفته گذشته گفت که ايران از خط قرمز پا فراتر ننهاده است، ولي در منطقه ممنوعه قرار دارد؛ و برخي مقامات منطقه نيز بر آنند که ما به لحظات بحراني رسيده ايم، و نشانه هاي مهم ديگري بر اين امر در دست هستند، که همان حجم بيانات داده شده در باره اوضاع سوريه است که حرکتي در پي ندارند. اين حالت چنين القا مي کند که تصميم اسرائيل به وارد کردن يک ضربه نظامي عليه ايران مي تواند هر گونه تحرکي در سوريه را فرو نشاند. وارد شدن ضربه نظامي عليه تهران مي تواند روي پرونده سوريه سخت تأثير بگذارد، به ويژه اگر اسد تصميم بگيرد که جبهه جنگي ديگري عليه اسرائيل بگشايد تا فشار بر ايران کاهش يابد، و اين همان کاري است که انتظار آن هم مي رود.
از مجموع شاخص هايي که نشان مي دهند ما به لحظات بحراني تصميم گيري در زمينه وارد کردن يک ضربه نظامي عليه ايران نزديک مي شويم، يک شاخص مهم باقي مانده است، و آن بيانات اخير صادره از ايران در سطح مقامات نظامي است. اين بيانات از يک ديدگاه نشان مي دهند که ژنرال ها و نه روحانيون ايران اکنون متقاعد شده اند که ضربه نظامي ناگزير سر خواهد رسيد، و از سوي ديگر، اين بيانات، چون يک واکنش، نشان دهنده و دست پاچ گي و نه اعتماد به نفس اين مقامات هستند.
دو روز پيش، بياناتي از ايران صادر شده بدين مضمون که حمله اسرائيل به ايران به معني پايان زندگي دولت عبري است؛ و ديروز بياناني ديگر، از سوي فرمانده سپاه پاسداران ايران صادر شد، بدين مضمون که تهران اگر اطمينان حاصل کند که اسرائيل دست به حمله خواهد زد، شايد دست به يک حمله بازدارنده بزند. فرمانده ايراني يادشده احتمال مي داد که اين ضربه به جنگ جهاني سوم بيانجامد؛ و پيش از اين ايران گفته بود که ضربه نظامي به نابودي اسرائيل خواهد انجاميد.
اين بيانات اخير صادره از ايران، در طول يک هفته، و به ويژه بياناتي بدين مضمون که ايران شايد دست به يک حمله بازدارنده بزند و همه هدفهاي امريکايي در منطقه آماج حمله خواهند بود، نشان مي دهند که ايران تا چه اندازه مضطرب و نگران است. همين يک سخن، به تنهايي آب به آسياب تلاش سياسي نتانياهو در رابطه با امريکا، براي متقاعد ساختن رئيس جمهور اوباما به ضرورت تلاش عليه ايران در همين زمان کنوني خواهد ريخت، که به نظر مي رسد که اوباما ، که اکنون درگير انتخابات رياست جمهوري است، به اين خواسته اسرائيل در اين لحظه تن در نمي دهد.
ولي بيانات صادره از سوي ايران و اقدامات آن شايد کار را به سويي ديگر بکشانند، و شايد سبب شوند که حمله، که کوبنده خواهد بود و بيش از هر زمان ديگر نزديکشده است، زودتر انجام گيرد.
ايرانيان هر چه بگويند، هر آيينه اين ضربه بي گمان براي ايران ويرانگر خواهد بود، و در طول مدت بازي و شيطنت ايران در منطقه، اين نخستين ضربه اي خواهد بود که طي آن بازي در زمين ايران انجام خواهد گرفت.
مسلما اين ضربه، اگر انجام گيرد، آسان نخواهد گذشت، و قواعد بازي را در منطقه يکسر تغيير خواهد داد.
پس پرسش اين است: آيا منطقه ما براي تندباد سختي که مي خواهد بر آن بوزد، آماده شده است؟
اميداورم. سرنوشت اين منطقه، و سرنوشت ما فرزندان آن، اين است که گروگان جنگي باشيم که از آن هيچ به ما نخواهد رسيد، زيرا جنگ ايران است که مي خواهد نفوذ خود را در منطقه ما گسترش دهد.



عنوان اصلي: IRAN،S PRESIDENT SPREADS THE OUTRAGE IN NEW YORK
عنوان: رئيس جمهور ايران مروج اهانت در نيويورك
منبع: نيويورك تايمزمحل نشر: امريكا
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: ريك گلادستون RICK GLADSTONE/ نيل مك فاركوار NEIL MACFARQUHARRICK مترجم: مفيدعليزاده
کد بازيابي: 103029

رئيس جمهور ايران مروج اهانت در نيويورك
محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران روز دوشنبه خشم اسرائيل، امريكا، معارضان در سوريه و هواداران حقوق همجنس بازان رابرانگيخت و ازنخستين روز حضور خود در جريان آخرين ديدارش از سازمان ملل به عنوان رهبر ايران، استفاده کرد تا ادعا کند که هيچ هراسي از حمله اسرائيل عليه تاسيسات هسته اي کشورش ندارد، اسرائيلي ها را يک نابهنجاري گذرا در تاريخ خاورميانه تلقي مي کند، در مناقشه سوريه بي طرف است و همجنس بازي را يک جنايت زشت تلقي مي کند.
آقاي احمدي نژاد طي يک رشته حضور در مجامع عمومي شامل صرف صبحانه کاري با اعضاي برگزيده رسانه هاي خبري، سخنراني در خصوص حکومت قانون در کنفرانسي در سازمان ملل و يک مصاحبه با شبکه CNN که روز دوشنبه عصر پخش شد، سعي کرد تا ايران را به عنوان يک عضو اخلاق گرا و صاحب احترام در جامعه جهاني ترسيم کند.
ولي اين رهبر ايراني که به دليل انکار هولوکاست و ديگر اظهارات آتشين خود مشهور است، هشدار بان کي مون _ دبير کل سازمان ملل _ در مورد اجتناب از اظهارات تحريک آميز را ناديده گرفت و در عوض، باعث رنجش طرف هاي گسترده اي از خود شد و هيات اسرائيلي را به نشانه اعتراض وادار به ترک سالن کنفرانس سازمان ملل کرد.
آقاي احمدي نژاد _ 55 ساله _ در 9 ماهه انتهايي از آخرين دوره رياست جمهوري خود به سر مي برد و ديدار سالانه او از سازمان ملل براي شرکت در نشست مجمع عمومي، تبديل به يک رويداد رسانه اي شده است. ايران اهميت ويژه اي را براي حضور سال جاري او قائل شده است، زيرا اين کشور رئيس دوره اي جنبش عدم تعهد است که بزرگ ترين بلوک را در ميان تعداد 193کشور عضومجمع عمومي تشکيل مي دهد. آقاي احمدي نژاد نطق خود در مجمع عمومي را در روز چهارشنبه ايراد خواهد کرد.
آقاي احمدي نژاد در جريان آن چه که شايد آتش افروز تريناظهارات او باشد، با بي اهميت توصيف کردن تاريخ اسرائيل در برابر تاريخ طولاني ايران، به تحقير آن کشور پرداخت. او در اين صبحانه کاري به گزارشگران و سردبيران روزنامه ها گفت که در مقايسه با ايراني ها که تمدن آنها هزاران سال قدمت دارد، اسرائيلي ها فقط حدود 60 يا 70 سالدر اطراف اين منطقه حضور داشته اند.
آقاي احمدي نژاد در مورد اسرائيل گفت:آنها هيچ ريشه اي در تاريخندارند. آنها حتي از در معادلات مورد نظر ايران نيز جاي ندارند.
او همچنين هرگونه اظهار نظر در مورد هراس ايران از حمله نظامي اسرائيل به تاسيسات غني سازي اورانيوم خود را رد کرد. با وجود ادعاهاي مکرر ايران مبني بر صلح آميز بودن برنامه انرژي اتمي آن کشور، دولت اسرائيل اين برنامه را بخشي از يک تلاش مخفي براي ساخت تسليحات هسته اي ناميده است.
به گزارش آسوشيتد پرس، او گفت:ما معتقديم که صهيونيست ها خود را در بن بست مشاهده مي کنند و به دنبال ماجراجويي هستند تا از اين بن بست خارج شوند. ما براي دفاع از خود آمادگي کامل داريم. ما اين تهديدات را جدي نمي گيريم.
او سپس در سخنراني خود در مورد حکومت قانون، بدون نام بردن از کشوري خاص، امريكا را به دليل ناديده گرفتن زرادخانه هسته اي اسرائيل و در عين حال، تلاش براي تعطيل کردن برنامه هسته اي ايران مورد سرزنش قرار داد.
او گفت:برخي از اعضاي شوراي امنيت که از حق وتو برخوردارند، در رابطه با کلاهک هاي هسته اي يک رژيم جعلي سکوت اختيار کرده اند و در عين حال، مانع پيشرفت علمي کشورهاي ديگر مي شوند.
ران پرسور _ نماينده اسرائيل در سازمان ملل _ با ترک اين کنفرانس، در بيانيه اي اعلام کرد که احمدي نژاد بارديگر نشان داد که نه تنها آينده مردم يهود را تهديد مي کند، بلکه به دنبال محو کردن گذشته ما نيز هست. تاريخ سه هزار ساله يهوددر بردارنده خطر آشکار غفلت از افرادي متعصب مانند رئيس جمهور ايراناستبه ويژهآن که،او هر لحظه به کسب تسليحات هسته اي نزديک تر مي شود.
در اسرائيل، دان مريدور _ معاون نخست وزير _ گفت که اظهارات اخير رئيس جمهور ايران از جمله تهديد به حمله پيشگيرانه عليه اسرائيل، مي تواند نشانه آن باشد که تحريم هاي اقتصادي و فشارهاي ديپلماتيک عليه ايران داراي تاثير بوده است. او در جريان يک نشست توجيهي، به خبرنگاران گفت:شايد لازم باشد که به اين فشارها ادامه دهيم.
دولت اوباما _ که قول داده است ايران تبديل به يک کشور دارندهتسليحات هسته اي نخواهد شد ولي در عين حال، از اسرائيل خواسته است که به ديپلماسي و تحريم ها زمان بيشتري دهد_ به سرعت اظهارات احمدي نژاد را مورد انتقاد قرار داد. تامي ويتور _ سخنگوي کاخ سفيد _ اظهارات احمدي نژاد را مشمئز کننده، توهين آميز و شرم آور مثل هميشه، ناميد. او گفت اين اظهارات تاکيد کننده دوباره بر اين نکته هستند که چرا تعهد امريکا به حفظ امنيت اسرائيل بايد همچنان راسخ باشد و چرا بايد جهان ايران را به دليل قصور کامل در انجام وظايفش مسئول بشناسد.
آقاي احمدي نژاد در ارتباط با سوريه _ مهم ترين متحد خاورميانه اي ايران _ اين اتهامات را رد کرد که کشورش به ارتش بشار اسد _ که در صدد سرکوب خيزش تقريباً 19 ماهه و اکنون تبديل به جنگ داخلي شده است _ کمک مي کند. معارضان سوريه و حاميان آنها از جمله امريكا، اظهار داشته اند که ايرانبه تدارک آموزش و تسليحات براي ارتش سوريه مشغول است.
آقاي احمدي نژاد در مصاحبه خود با پيرز مورگاندر شبکه CNN ، با رد اين جمله که برخي از افراد به صورت همجنس گرا متولد مي شوند، گفت نگرش بي بندوبار غرب در خصوص حقوق همجنس بازان براي ديگر فرهنگ ها اهميتي ندارد. او گفت :بگذاريد اين را ازشما بپرسم آيا معتقديد که از طريق همجنس گرايي کسي متولد مي شود؟ همجنس گرايي مانع زاد و ولد است.
آقاي احمدي نژاد همچنين گفت :اگر يک گروه رفتاري زشت و ياکردار زشتي را مشروع تلقي کند، نبايد انتظار داشته باشيد کشورها يا گروهاي ديگر نيز آن را بپذيرند.
همجنس گرايي در اسلام ممنوع است. گزارش سال گذشته سازمان ملل در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران چنين ابراز نگراني مي کرد که همجنس بازانبا آزار، تعقيب، مجازات وحشيانه و حتي مجازات مرگ مواجه هستند.



عنوان اصلي: NETANYAHU،S IRAN BLUNDERS
عنوان: اشتباهات نتانياهو در قبال ايران
منبع: نيويورك تايمزمحل نشر: امريكا
تاريخ نشر: 24 سپتامبر 2012 (3 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: راجر كوهن ROGER COHEN مترجم: شهلا پروين
کد بازيابي: 103034

اشتباهات نتانياهو در قبال ايران
شائول موفاز، رييس حزب مرکزي کاديما از بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسراييل سه سوال پرسيد. او که در کنست(پارلمان اسراييل) سخنراني مي کرد، گفت:"نخست وزير! به من بگو بزرگترين دشمن ما کيست امريکا يا ايران؟ مايل هستي چه کسي جايگزين شود احمدي نژاد يا اوباما؟ تا چه زماني مي خواهي روابط ما را با بهترين متحدمان خراب کني؟"
نتانياهو خود را با درگيري در باره موضوع ايران منزوي کرده است. او براي برنامه هسته اي ايران خط قرمزهايي تعيين کرده که هيچ کس نمي تواند آن ها را به ياد آورد. او از عدم موافقت اوباما براي انجام چنين کاري به شدت و به طور علني انتقاد مي کند. نتانياهو مانند شخصيت چوپان دروغگو در کتاب کودکان، دروغ هاي زيادي گفته است ازجمله اينکه ايران 20 يارد ( 19متر و 20 سانت ) از ساخت بمب هسته اي فاصله دارد. در سال 1992 ميلادي نيز گفته بود ايرانظرف 3 تا 5 سال آينده به توانمندي هستهاي دست خواهد يافت!
يکي از دستاوردهاي نتانياهو در پرداختن بيش از حد به موضوعايران، به حاشيه کشاندن بحران فلسطين مي باشد. ميليون ها فلسطيني در آستانه فراموش شدن هستند. کلام دوستانه ميت رامني بهترين راهنماي فکري نتانياهو است. رامني مي گويد:"به نظر من مردم فلسطين خواهان صلح نيستند، آن ها با اهداف سياسي خود به دنبال حذف و نابودي اسراييل مي باشند و معتقدم راه ديگري وجود ندارد."
اشتباه نتانياهو اين است که معتقد است مي تواند رييس جمهور اوباما را دور بزند. او از ميت رامني به گونه اي استقبال مي کند که گويي او رييس جمهور امريکا است. نتانياهو در بحبوحه رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري امريکا با يک تلويزيون امريکايي مصاحبه کرد و گفت:" کساني که از تعيين خط قرمز براي ايران خودداري مي کنند، حق ندارند براي اسراييل خط قرمز تعيين کنند" و سپس مي گويد قصد ندارد نتيجه را تحت تاثير قرار دهد.
نتانياهو فردي گستاخ، بي باک، غير منطقي و متظاهر است. او مي گويد:" اوباما خط قرمز شفافي براي ايران تعيين کرده و گفته است به ايران اجازه نمي دهد به يک کشور هسته اي تبديل شود."
رييس جمهور اوباما از اين موضوع عصباني است. بنابراين تعجب آور نيست که براي ديدار با نتانياهو در نيويورک همزمان با برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل وقت نداشته باشد.
زماني که مخرب ترين راهبرد دولت قدرتمندي چون اسراييل اين است که متحد تزلزل ناپذير، سخاوتمند و حامي نظامي خود، امريکا را به انزوا بکشاند، هيچ نخست وزير اسراييلي حق ندارد رييس جمهور را در تنگنا قرار دهد، روي باخت او در انتخابات رياست جمهوري شرط بندي کند و آشکارا او را مورد حمله قرار دهد.
باربارا باکسر، سناتور دموکرات از ايالت کاليفرنيا نيز بسيار عصباني شد. او در نامه اخير خود به نخست وزير اسراييل نوشت از اينکه حمايت امريکا از اسراييل را زير سوال مي برد، نااميد و متحير شده است.
باکسر در نامه خود نوشت:" شما مي گوييد امريکا نزديک ترين متحد و حامي اسراييل نيست ؟ آيا رييس جمهور اوباما در مقايسه با ساير دوران رياست جمهوري امريکا اسراييل را تحت حمايت هاي امنيتي خود قرار نداده است؟
در صورتي که کنگره امريکا اسراييل را حمايت نکند، اسراييل متزلزل مي شود.
بهترين اقدام پيش از بازديد نتانياهو از امريکا، بررسي منافع و هزينه هاي عمليات نظامي عليه ايران است، که در طرح ايران به آن پرداخته شده است و امضاکنندگان آن افرادي چون زبيگينو برژينسکي و برفت اسکو کرافت، مشاوران امنيت ملي سابق امريکا، ريچارد آرميتاِژ، معاون سابق وزارت دفاع و چاک هاگل، سناتور سابق و فرماندهان سابق ارتش امريکا نظير آنتوني زيني و ويليام فالون مي باشند.
اگر ايران تصميم به ساخت سلاح هسته اي بگيرد، دستيابي به تسليحات يک يا دو سال به طول مي انجامد و دست كم دو سال يا بيشتر زمان لازم است تا يک کلاهک هسته اي ساخته شود. اما امريکا معتقد است ايران هنوز براي ساخت اين سلاح تصميم گيري نکرده است. به علاوه بعيد است حمله نظامي اسراييل عليه ايران به منظور تخريب يا آسيب رساني جدي به تاسيسات زيرزميني فردو با ذخيره اورانيوم غني شده 20 درصدي به موفقيت منجر شود. اقدام نظامي عليه ايران مي تواند توانايي ايران براي ساخت بمب را تا دو سال به تعويق اندازد. تنها عمليات نظامي دراز مدت مي تواند آن را به بيش از 4 سال به تعويق اندازد.
در اين صورت ايران تلافي خواهد کرد و دست كم احتمال يک درگيري خونين در " لوانت " وجود دارد. واشنگتن معتقد است حمله امريکا به طور چشمگيري انگيزه ايران براي ساخت بمب را افزايش خواهد داد. احتمالاً اين اقدام کليه همکاري هاي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي را خاتمه مي بخشد و موجب مي شود مسلمانان اسلام ستيزي امريکا و اسراييل را باور کنند.
خلاصه اين که همه حقايق برضد نتانياهو است. اگر قرار باشد امريکايي ها پس از عراق با کشور مسلمان ديگري وارد جنگ شوند، ترجيح مي دهند بر اساس واقعيت ها اقدام کنند. بنابراين رفتارهاي سرسختانه نتانياهو براي اوباما خوشايند نيست و منافع راهبردي اسراييل را به مخاطره مي اندازد.



عنوان اصلي: من يصل فلسطين اولاً؟
عنوان: كدام يك پيش از ديگري به فلسطين خواهد رسيد؟
منبع: القدس العربيمحل نشر: انگلستان
تاريخ نشر: 23 سپتامبر 2012 (2 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: محمد صادق الحسينيمترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103003

كدام يك پيش از ديگري به فلسطين خواهد رسيد؟
ما هيچ جنگي را آغاز نخواهيم کرد، ولي اگر اطمينان حاصل کنيم که دشمنان در حال انجام آخرين تدارکات براي تجاوز عليهما هستند، شايد دست به يک حمله پيشدستانه بزنيم.
اين سخن مهم و حساس فرمانده سپاه پاسداران انقلاب ايران، ژنرال امير علي حاجي زاده، در نوع خود سخني تازه است، و با همه بيانات ديگر مقامات نظامي يا سياسي يا ديپلماتيک ايراني، کاملا تفاوت دارد، به ويژه اگر نکته روشن تر ديگري را نيز بدان بيافزاييم: واکنش ما به هر تجاوزي که در معرض آن قرار گيريم، مافوق تصور موجوديت اسرائيل خواهد بود، و مقدمه اي براي نابودي آن، و چندان گسترده و فراگيرخواهد بود که شايد به جنگ جهاني سوم بيانجامد....
آشکارترين بيان، از آن چه ما آن را تغيير قواعد درگيريمي ناميديم، و همچنين روشنگرترين عبارت در باره جنگ پيشدستانه پيشگفته، که مي تواند آتش را به همه جهت هاي جغرافياي سياسي وابسته به گستره ژئوستراتژيک امريکا و همه طرف هايي که بدان وابسته اند يا بر آن گرو مي بندند، يا سمسارهاي جنگ پيرو امريکا بگستراند، يعني سخني که مي تواند بيش از هر گفته ديگري نمايندگان مستقيم منافع امريکا در منطقه را به هراس افکند، اين سخن [سرلشکر حاجي زاده] است که:
از آن روي که پايگاه هاي امريکا در بحرين و قطر و افغانستان بخشي از موجوديت امريکا در منطقه اند، درگرفتن آتش جنگ سبب مي شود که ما در کوبيدن همه آنها ترديدي به خود راه [ن]دهيم... و اما اگر منافع خود در تنگه هرمز را از دست بدهيم، ديگري هيچ طرفي، چه امريکا و چه جز امريکا، نمي تواند از اين تنگه بهره برد.
پس اکنون دستور عمليات، که در مقالات سابق خود چندين بار بدان اشاره کرديم، روشن و آشکار شد. اين فرمان روي ميز همه ژنرال هاي نيروهاي مسلح ايران جاي دارد؛ و همه اين ژنرال ها در فرمان يک تن، به نام امام سيد علي خامنه اي هستند که بر بنياد قانون اساسي دولت ولايت فقيه، فرمانده کل نيروهاي مسلح ايران است.
گمان مي کنم اکنون براي همه آشکارشده است که دو معادله رويارو کردن تهديد با تهديدو رويارويي با هر گونه تجاوز، با هر حجمي و در هر گستره اي، با عمليات نظامي در همان سطح و به همان حجمبه چه معني است.
همچنين اکنون است که همه بايد دريابند و خوب درک کنند که منظور مقام اول ايران از اين که ما نه در فضاي محاصره شعب ابي طالب، که در فضاي خيبر و بدر کبرا هستيمچه بوده است: آمادگي کامل نيروهاي مسلح، در صورت هر گونه تجاوزي عليه ايران، براي پيشروي به سوي فلسطين، از کرانه رود تا کرانه دريا؛ نه تنها، که تهران امروز، با سخن از احتمال اقدام به يک ضربه پيشدستانه بر دشمن امريکايي و صهيونيست، در صورت حصول اطمينان از گرفته شدن تصميم نهايي به وارد کردن نخستين ضربه بر ايران، از هر نقطه اي، نقطه عطف مهمي در تغيير قواعد درگيري و معادله مابعد تنگه هرمز پديد مي آورد.
در اين نقطه است که مي توان به آساني به اين نتيجه رسيد که مسابقه اي بر سر به دست آوردن ابتکار عمل در کار است؛ و طرف ايراني پيگيرانه و به طور خستگي ناپذيري در پي آن است که به اوباما (يا هر کسي که در اتاق فرماندهي کشتي در حال شکستن، اگر نه در حال غرق شدن امريکا جانشين او شود) اين فرصت را ندهد که هيچکدام از يگانهاي نيروي دريايي يا يگانهاي جنگي اش را، براي نجات بازمانده هاي موجوديت در کار فروپاشي صهيونيست، به کرانه هاي فلسطين اشغالي برساند، بي آن که نيروهايش در آن جا با حضور نيروهاي قدس غافلگير شوند، که پيش از آنها به آن ديار مقدس رسيده اند، و بي آن که ببينند که آن سرزمين به دست مردان خدا از فلسطين و لبنان، در چارچوب ارتش مستضعفين آزاد شده است. و مي دانيم که چندين هسته خفته در سرزمين مبارک براي تشکيل ارتش مستضعفين در تلاشند، و آن هم به شيوه اي چنان سري و محرمانه که خواب را بر ژنرالهاي امريکا و بازمانده افسران ارتش بد آوازه و سست تر از خانه عنکبوت اسرائيل حرام کرده است.
آري. مسابقه اي ميان سيد و مستر براي رسيدن به فلسطين در کار است؛ و در اين جا سيد از فرزندان پيامبر است و مستر از فرزندان وسپو آنگلوساکسون هاست؛ يا مسابقه اي ميان مردان سيد خامنه اي و سربازان مستر اوباما.
داستان واقعي رويدادهايي که در افغانستان، از هنگامي که امريکايي ها به افغانستان رفتند نيز همين است. امريکايي ها به افغانستان رفتندتا در آن اردو بزنند تا، به گمان خود، سرپرستي آشپزخانه تصميمات راهبردي در آن سرزمين را به دست گيرند، ولي ناگهان با ديدن مردان سپاه پاسداران انقلاب، که پيش از آنها به کابل رسيده بودند و پايگاه هاي راستين خود را زده بودند، جا خوردند.
و اين باز همان داستان توهم امريکاييان، پس از افغانستان، در سرزمين دورودان عراق است، که به شکست انجاميد. در آن جا نيز چه بسا آن ژنرال گندمگون کرماني از ارتش قدس، آنها را، پيش از رسيدن به هر منطقه عراقي، غافلگير کرد. وي بارها با انواع غافلگيري ها پترائوس را به هراس يا به شگفت انداخت، چندان که او را ناگزير کرد که به اين واقعيت تن در دهد که بايد سرزمين را ترک کند و منطقه دورودانرا به مردم خود آن واگذارد.
ديگر چيزي نمانده است، مگر جنگي که مي تواند به يک جنگ جهاني، يا آن چه پيش از اين نبرد بزرگناميديم، بيانجامد.
ديگر در برابر اوباما يا رامني (تفاوتي نمي کند) راهي نمانده است ، مگر آن که يا احمقانه تصميم بگيرد به سوي فلسطين اشغالي برود، تا بازمانده مديران شرکت هاي جنگ صهيونيستي را، که همه سران و سرپرستان خود را از دست داده اند، نجات دهد، تا در آن جا ببيند که مردان ] آقاي[خامنه اي پيش از او بدان جا رسيده اند، يا اين که جام زهر را بنوشد و به بوسيدن دستي تن در دهد که نتوانسته است آن را بپيچاند يا بشکند، و در نتيجه، در حضور گواهان جهاني، از بازماندگان معادله پيروزمندان جنگ جهاني دوم، از اروپايي گرفته تا روس و چيني، با آن قرارداد تسويه ببندد، و شرکت هاي آن چه به نام شوراي امنيت بين المللي معروف است را منحل کند، و بپذيرد که با مذاکره کنندگاني پشت يک ميز بنشيند که از جنس ديگري هستند و در حال بازسازي جهان به اندازه ها و معيارهاي جغرافياي سياسي متفاوتي هستند که در آن سرزمين تاريخي فلسطين نام ديگري، جز همان نامي که شايسته آن است، يعني فلسطين، ندارد.
و اين نه شعار است و نه شعر، و نه آروزهاي شاعراني چون مظفر النواب يا محمود درويش؛ زيرا اکنون بخشي از نقشه راه ژنرال هايي مصمم و دلاور از جنس پاسداران انقلاب ايران، و مردان خدا در لبنان و ملت شکست ناپذير مادر جهان، فلسطين است.



عنوان اصلي: THE MISSING COST OF IRAN
عنوان: هزينه ناگفته جنگ با ايران
منبع: بلومبرگ نيوزمحل نشر: امريكا
تاريخ نشر: 23 سپتامبر 2012 (2 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: آلبرت آر. هانت ALBERT R. HUNT مترجم: مفيد عليزاده
کد بازيابي: 103005

هزينه ناگفته جنگ با ايران
واشنگتن _ هردو رئيس جمهور پيشين امريكا درمورد هزينه مناقشات مسلحانه به راي دهندگان خود اطلاعات نادرست دادند و اکنون در جريان يک انتخابات ديگر، صداي طبل جنگ بارديگر به گوش مي رسد. اين بار موضوع ايران است.
به قول ريگان : ما بار ديگر عازم هستيم.
در مورد دلايل و خطرات تلاش براي از بين بردن تاسيسات هسته اي ايران مناظره سنگيني در جريان است. اين مناظره در اسرائيل روي مي دهد.
رئيس جمهور باراک اوباما و ميت رامني _ رقيب جمهوري خواه او _ در جريان رقابت هاي انتخاباتي امريكا از پاسخ به اين پرسش شانه خالي مي کنند کهکدام يک هوشمندترين راهبردرا براي ايجاد اين اطمينان در دست دارند که ايران به اورانيوم غني سازي شده به منظور ساخت يک سلاح هسته اي دست نخواهد يافت. هردو نامزد در مورد خطرات تبديل شدن ايران به يک قدرت هسته اي هشدار مي دهند.
در ارتباط با هزينه هاي حمله _ از سوي اسرائيل و يا امريكا _ براي از بين بردن ظرفيت هسته اي ايران تقريباً هيچ بحثي در مورد تلفات انساني، پول و مواضع منطقه اي و جهاني انجام نمي شود.
اين موضوع به دنبال دو تجربه نا خوشايند در طول ده سال گذشته مطرح مي شود. رئيس جمهور جورج دبليو. بوش در سال 2003 ميلادي دليل حمله به عراق را از ميان بردن تسليحات کشتار جمعي صدام حسين اعلام کرد. ديک چني _ معاون رئيس جمهور _ به مردم امريکا اطمينان داد که اين حمله چندان دشوار نخواهد بود.
معلوم شد که اين تسليحات وجود نداشته اند، ولي اقدام آنها دشوار و پرهزينه بود. بيش از 4 هزارو چهارصد نفر از نفرات امريکايي در اين جنگ کشته شدند و بيش از 800 ميليارد دلار براي آن هزينه شد، درحالي که عراق همچنان بي ثبات است وتهديد مرگبارتر براي منطقه _ يعني ايران _ همچنان پابرجاست.
آقاي اوباما چهار سال پيش اعلام کرد که به جاي عراق، توجه خود را معطوف بر مشکل واقعي يعني افغانستان خواهد کرد. بيش از هزار و پانصد نفر از نيروهاي امريکايي از آن پس در افغانستان جان باخته اند و دست كم 400 ميليارد دلار در آنجا هزينه شده است، ولي افغانستان همانند گذشته گرفتار فساد و بي ثباتي است.
بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل مي گويد حمله پيشگيرانه عليه ايران احتمالاً ضروري خواهد بود. او در برابر فشارهاي دولت امريکا براي دست نگاه داشتن، مقاومت مي کند.
آقاي اوباما معتقد است که نياز به اقدام نظامي فوريت ندارد. آقاي رامني عملاً به اسرائيلي ها آزادي عملداده است.
يک گروه عالي رتبه متشکل از کارشناسان امنيت ملي امريکا ده روز پيش، در مورد هزينه ها و پيامدهاي جنگ پاسخ هايي را ارائه دادند که نامزدهاي رياست جمهوري از ارائه آنها خود داري مي کنند. اين گزارش با عنوان طرح مربوط به ايراناز سوي بيش از 30 نفر از کارشناسان از جمله جمهوريخواهان برجسته اي مانند ريچارد آرميتاژ _ معاون سابق وزارت خارجه _ و چاک هگال _ سناتور سابق از ايالت نبراسکا _ امضا شده است. همچنين دموکرات هاي برجسته اي مانند زبيگنيو برژينسکي _ مشاور سابق امنيت ملي _ ، لي هاميلتون _ رئيس سابق کميته امور خارجي مجلس نمايندگان _ و ديپلماتهاي صاحب نامي مانند فرانک جي. وايزنرو توماس پيکرينگ _ که تحت دولت هاي جمهوري خواه و دموکرات خدمت کرده اند _ از جمله اين افراد هستند. از ديگر امضا کنندگان اين گزارش دو فرمانده نظامي بازنشسته يعني ژنرال آنتوني زينيو دريادار ويليام فالونهستند که هردو نفر از روساي سابق فرماندهي مرکزي امريكا _ داراي حوزه مسئوليت در خاورميانه _ بوده اند. ژنرال زيني فرستاده آقاي بوش به منطقه بوده است.
نويسندگان گزارش طرح مربوط به ايرانبا صراحت مي گويند که "حملات نظامي دامنه دار از سوي فقط امريكا و يا با همراهي اسرائيل، مي تواند شش تاسيسات هسته اي مهم ايران را نابود کند و يا به شدت مورد آسيب قرار دهد . آنان ميافزايند که انجام حمله از سوي اسرائيل اين برنامه را تا دوسال به تاخير خواهد افکند، درحالي که توانمندي هاي پيشرفته تر امريكا اين برنامه را تا چهار سال با تاخير مواجه خواهد کرد.
اين گزارش بيان مي کند که براي ممانعت از ايراني هادر راه اندازي دوباره اين تاسيسات هسته اي، امريكا بايد يک حمله هوايي و دريايي مداوم در مدت زمان طولاني احتمالاً چندين ساله، را انجام دهد.
اگر هدف، تغيير نظام است، اين کار احتمالاً به نيروي زميني براي اشغال ايران نياز خواهد داشت که به معناي اختصاص دادن منابع و نفرات بيش از آن چيزي است کهامريكا در طول 10 سال گذشته مجموعاً در جنگ هاي عراق و افغانستان هزينه کرده است.
به اعتقاد کارشناسان، هر روندي که انتخاب شود حمله به ايران با اقدام تلافي جويانه همراه خواهد بود. اين کارشناسان تلاش هايي براي بستن تنگه هرمز به مدت چند روز و يا چند هفته را پيش بيني مي کنند که پيامدهاي اقتصادي جهاني و حملات نامتقارن با استفاده از عواملي مانند حزب الله را عليه تاسيسات امريکا در منطقه و فراتر از آنبه همراه خواهد داشت که احتمالاً به يک جنگ منطقه اي دامن خواهد زد.
آنان مي گويند که واکنش در خيابان هاي خاورميانه عليه منافع امريکا و عليه کشورهاي منطقه مانند مصر، بسيار منفي خواهد بود. آنها همچنين از اين بابت نگرانند که انجام حمله باعث تقويت و نه تضعيف سلطه نه چندان محکم رهبران ايران بر کشور خواهد شد.
برخلاف امريكا، يک بحث و مناظره آشکار در اين خصوص در اسرائيل در جريان است که طي آن تعدادي از مقام هاي اطلاعاتي و نظامي صراحتاً، با تمايل آقاي نتانياهو به حمله مخالف هستند. جدي ترين مخالف در اين خصوص مئير داگاناست که بيش از هشت سال رئيس بخش اطلاعات و عمليات ويژه در موساد بوده است.
داگاندر جريان مصاحبه هاي طولاني با برنامه 60 دقيقهاز شبکه تلويزيوني CBS و مجله نيويورکر به برشمردن خطرات اقدام نتانياهو پرداخت. او گفت که حمله اسرائيل باعث تقويت نظام ايران خواهد شد که به اعتقاد او، اکنون در تلاش براي به دست گرفتن رهبري جهان اسلام ناتوان است. او در مصاحبه با نيويورکر اظهار داشت که اگرچه ايران برنامه هسته اي خود را حدود هفت سال پيش از سر گرفته است،ولي فشارهاي اقتصادي، ديپلماتيک و عمليات پنهان به رهبري امريکا، لزوم انجام هرگونه حمله براي زمان کنوني را منتفي مي سازد.
با وجود اين، مولفان طرح مربوط به ايراناذعان مي کنند که اتخاذ هرکدام از اين اقدامات خطراتي را براي امريكا به همراه دارد.کوتاهي در اقدام به حمله و يا تصميم به انجام حمله هردو مي تواند پيامدهاي حيثيتي منفي را به همراهداشته باشد. بنابراين، اکنون چالش بر سر تعيين اين نکته است که کدام يک از اين پيامدها محتمل تر، مهم تر و پايدارتر هستند.
آقاي رامني و آقاي اوباما هردو در قبال مردم امريکا متعهد هستند که در طول شش هفته آينده به اين پرسش پاسخ دهند.



عنوان اصلي: IRAN SET TO BLOCK ACCESS TO GOOGLE
عنوان: ايران قصد دارد ارتباط با گوگل را قطع كند
منبع: گاردينمحل نشر: انگلستان
تاريخ نشر: 23 سپتامبر 2012 (2 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: - مترجم: شاهرخ بهار
کد بازيابي: 103007

ايران قصد دارد ارتباط با گوگل را قطع كند
گفته مي شود كه تهران قرار است دسترس به گوگل و جي ميل را در واكنش به نمايش فيلم ضد اسلامي كه اعتراضاتي را در سراسر جهان موجب شده است، مسدود كند.
عبدالصمد خرم آبادي، يكي از مسؤولان نهادي دولتي كه مسؤوليت رسيدگي به جرايم كامپيوتري و تصدي سانسور فضاي مجازي را به عهده دارد. گفت: گوگل و جي ميل تا اطلاع ثانوي در سراسر كشور فيلتر خواهند شد. اين خبر را خبرگزاري نيمه رسمي ايلنا گزارش داده است. وي اشاره اي نكرد كه آيا اين فيلترينگ موقت خواهد بود يا دايمي.
خرم آبادي ادعا كرد پس از آن كه مردم ايران مقامات كشور را تحت فشار قرار دادند كه اين دو سايت را به سبب ارتباط شان با فيلم مورد بحث مسدود كنند، تصميم به فيلترينگ آنها اتخاذ شد.
باشگاه روزنامه نگاران جوان، كه يك خبرگزاري نيمه رسمي ايران است و خبر فوق را اولين بار انتشار داد، اظهار داشت كه اين اقدام در واكنش به خودداري يوتيوب از حذف آن فيلم ضداسلامي است كه معصوميت مسلماناننام دارد.
باوجود برگزاري يك رشته تظاهرات به سرپرستي عوامل نظام در تهران عليه فيلم مزبور، بسياري از ايرانيان به نظر نمي رسد كه از بابت نمايش اين فيلم آشفته خاطر شده باشند.
تا نيمه شب ديشب در تهران، گوگل هنوز قابل دسترسي بود. اين خبر را شهروندان تهراني در گفتگو با گاردين اظهار داشتند، ليكن برخي از آنان گفتند نمي توانند به برخي از مطالب مورد نظرشان دسترسي يابند، چرا كه به نظر مي رسد كه برخي از سرويس دهندگان اينترنتي سايت جي ميل را مسدود كرده اند.
يك شهروند تهراني كه نخواست نامش ذكر شود گفت: درست تا سه ساعت قبل من هنوز مي توانستم به مطلب مورد نظر خود در جي ميل دسترسي داشته باشم. اما اكنون نمي توانم آن را باز كنم. با اين حال، يك شهروند ديگر در شهر مركزي اصفهان گفت كه جي ميل هنوز قابل دسترسي است.
تصميم به فيلترينگ گوگل و جي ميل با طرح هاي دولت براي راه اندازي مراحل اوليه يك اينترنت ملي همزمان شده است. اينترنت ملي يك شبكه سرتاسري در كشور است كه هدف از آن جانشين ساختن سرويس هايي به جاي سرويس هاي جهاني وب است.
علي حكيم جوادي، معاون وزارت ارتباطات و فن آوري، بنابر خبر خبرگزاري نيمه رسمي مهر، چنين گفت: در روزهاي اخير، همه آژانس ها و ادارات دولتي به شبكه اطلاع رساني ملي متصل شده اند.
طرح اينترنت ملي ايران، كاربران وب سايت ها را به هراس انداخته است كه مبادا مقامات كشور در حال تدارك ديدن خروج خود از اينترنت جهاني هستند، ليكن برخي از كارشناسان معتقدند كه نظام به منظور در امان نگاه داشتن اطلاعات نظامي و بانكي و ساير اطلاعات حساس مربوط به خود از تيررس آگاهي جهاني خارج، در حال ايجاد اينترنت ملي است.
يك كارشناس ايراني فن آوري اطلاعاتي كه از طرح اينترنت ملي ايران آگاهي همه جانبه دارد، اوايل سال جاري به گاردين گفت: ايران از حملات سايبري كشورهاي خارجي نظير حمله ويروس استاكس نت هراسان است و مي كوشد اطلاعات حساس خود را از دسترس سايت هاي جهاني اينترنت دور نگاه دارد. استاكس نت، يك كرم كامپيوتري كه براي اخلال گري در پروژه غني سازي اورانيوم در ايران طراحي شده بود، در سال 2010 ميلادي به تأسيسات هسته اي ايران حمله ور شد.
بسياري از ايرانيان به استفاده وب سايت هاي شبكه هاي اجتماعي از قبيل فيس بوك و تويتر روي آورده اند تا به بيانيه خرم آبادي واكنش نشان دهند.
گلناز اسفندياري، كه در وب سايت راديوي آزاد اروپا داراي بلاگي است كه پرشن لترز (نامه هاي ايراني) عنوان دارد، چنين نوشته است: دولت ايران با مسدود كردن جي ميل و گوگل به سبب نمايش داده شدن آن فيلم ضداسلامي، مردم كشور خود را مجازات مي كند. اكثر ايرانيان آن فيلم را نديده اند و اهميتي نيز براي آن قايل نشده اند.
ايران در زمره پر سانسورترين كشورهاي جهان قرار گرفته است و به سانسور گسترده سايت ها وبلاگ هاي سايبري مبادرت كره است.
طبق نوشته كميته محافظت از روزنامه نگارانكه مقر آن در نيويورك است، در تازه ترين فهرست حاوي اسامي كشورهايي كه در آنها بيش از ساير كشورها سانسور رواج دارد، ايران در مقام چهارم قرار است.
در ايران دسترسي به بيش از 5 ميليون وب سايت قطع شده است و وب سايت هاي متعلق به بسياري از سازمان هاي رسانه هاي غربي، از قبيل گاردين، بي.بي.سي و سي.ان. ان، از آن جمله اند.
آن عده از مردم ساكن ايران كه مي كوشند با آدرس هاي فيلتر شده ارتباط برقرار كنند، با صفحه اي مواجه مي شوند كه روي آن نوشه شده است: دسترسي به اين وب سايت، به موجب مقررات حاكم بر جرايم كامپيوتري [در ايران] ممنوع است.
بسياري از ايرانيان به كمك سرويس دهندگان واسطه با شبكه هاي خصوصي ارتباط خود را با آدرس هاي فيلتر شده از نو برقرار مي كنند و بالغ بر 17 ميليون ايراني در فيس بوك عضويت دارند، هر چند كه اين سايت در ايران مسدود شده است.
با وجود برقراري سانسور، مقامات ايران، هراسان از كاسته شدن شديد از ميزان ازدواج ها، هفته پيش اعلام كردند كه صدور مجوز براي راه اندازي نخستين وب سايت همسريابي در ايران را مورد بررسي قرار داده اند.
عنوان اصلي: IRAN SAYS ISRAEL IS " THREATENING " U.S. WITH ALLEGATIONS OF IRANIAN
عنوان: به گفته ايران، اسرائيل با ادعا در مورد تسليحات هسته اي ايراني، امريكا را تهديد مي كند
منبع: واشنگتن پستمحل نشر: امريكا
تاريخ نشر: 23 سپتامبر 2012 (2 مهر 1391) زبان: انگليسي
نويسنده: آنه گيران ANNE GEARAN مترجم: مفيد عليزاده
کد بازيابي: 103030

به گفته ايران، اسرائيل با ادعا در مورد تسليحات هسته اي ايراني، امريكا را تهديد مي كند
نيويورک _ رئيس جمهور ايران روز دوشنبه اظهار داشت که اسرائيل با طرح تهديد ادعايي يک سلاح هسته اي ايراني به امريكا زورگويي مي کند و با استفاده از چشم انداز حمله اسرائيل عليه ايران، هم پيمان بسيار بزرگتر از خود را تحت فشار قرار مي دهد.
رئيس جمهور محمود احمدي نژاد با رد احتمال حمله خودسرانه از سوي اسرائيل با وجود مخالفت امريكا، گفت اسرائيل يک مزاحم کم اهميت و فاقد جايگاهي قانوني در خاورميانه است.
احمدي نژاد در جريان مصاحبه با سردبيران و خبرنگاران امريکايي، اظهار داشت:هنگامي که من از بيرون نگاه مي کنم مي بينم که چند صهيونيست اشغالگر دولت امريكا را تهديد مي کنند.
احمدي نژاد با استفاده از واژه اي که نظام تهران براي اسرائيل به کار مي برد، گفت:آيا اين صهيونيست ها هستند که بايد به دولت امريکا بگويند که چه کاري را انجام دهد _ مانند ايجاد خط قرمز براي مساله هسته اي ايران. و آيا امريكا بايد يک چنين تصميم هاي حياتي را تحت نفوذ صهيونيست ها اتخاذ کند؟او از طريق يک مترجم سخن مي گفت.
احمدي نژاد افزود که اين توهين به مردم امريکاست که دولت آنها فرمان حرکت خود را از جانب اسرائيل دريافت کند.
رئيس جمهور دو دوره ايران در حاشيه نشست سالانه در مجمع عمومي سازمان ملل سخن مي گفت. اجتماع سال جاري تحت تاثير مسائل سياسي ناشي از انتخابات رياست جمهوري در امريکا و احتمال حمله نظامي اسرائيل به ايران قرار دارد .
دولت اوباما در زير فشار مستقيم اسرائيل براي اعلان خطوط قرمزدرمورد توسعه هسته اي ايران کهحمله امريكا را به دنبال خواهد داشت، به ستوه آمده است. رئيس جمهور اوباما که طبق برنامه در روز سه شنبه در سازمان ملل به ايراد سخنران خواهد پرداخت، اعلام کرده است که بمب هسته اي ايراني را تحمل نخواهد کرد. او تهديد کرده است که اگر براي متوقف ساختن ايران از دست يابي به بمب چاره ديگري نباشد، اقدام به حمله نظامي خواهد کرد، ولي ضرب الاجلي را براي پايان ديپلماسي تعيين نکرده است.
دولت اوباما با حمله يک جانبه اسرائيل مخالفت مي کند، زيرا بعيد است که اين اقدام برنامه هسته اي ايران را نابود سازد و احتمالاً امريكا را به يک جنگ فراگيرتردر خاورميانه وارد خواهد کرد.
انتظار مي رود که بنيامين نتانياهو _ نخست وزير اسرائيل _ در نطق روز پنج شنبه خود در سازمان ملل، چنين اعلام کند که اسرائيل بايد خود تصميم بگيرد که کدام خطر پذيري ها غير قابل پذيرش هستند. نتانياهو ماه جاري در يک مخالفت آشکار با اوباما، اعلام کرد آن بيگانگاني که از تعيين يک خط قرمز آشکاربراي ايران امتناع مي کنند، حق ندارند که به اسرائيل بگويند چه کار کند.
رهبران روحاني ايران پيش از اين متعهد شده اند که اسرائيل را نابود سازند، اگرچه احمدي نژاد روز دوشنبه اين تهديد را تکرار نکرد.
او گفت از اين که اسرائيل به تنهايي دست به اقدام بزند نگران نيست. او روشن ساخت که حمله امريکا تنها چيزي است که ايران آن را جدي خواهد گرفت.
او در مورد اسرائيل گفت:مردم حتي آنها را هيچ بخشي از يک معادله نيز به حساب نمي آورند. هنگامي که شما خود را براي يک تهديد بسياروسيع تر و گسترده تر آماده کرده ايد، البته که مزاحمت هاي کوچک چيزي بيش از يک نقطه بر روي صفحه رادار نيستند.
احمدي نژاد گفت ايران همچنان آماده گفتگو در مورد مجموعه اي است که به تصريح او يک برنامه توسعه هسته اي صلح آميز محسوب مي شود. ولي او همچنين گفت که چندين دولت امريکا فرصت ها براي بهبود روابط با ايران را از دست داده اند.
اگرچه گمان مي رود که نتانياهو ميت رامني _ نامزد جمهوريخواهان _ را ترجيح مي دهد، ولي احمدي نژاد پيشنهاد تائيد اوباما را رد کرده است. نتانياهو در يک برنامه تبليغاتي در حمايت از رامني در تلويزيون فلوريدا ظاهر شده است.
احمدي نژاد اظهار داشت:انتخابات امريکا يک مساله داخلي است. ما هرگز در آن دخالت نمي کنيم.
اوباماو رامني در جريان مصاحبه هاي تلويزيوني پرسر و صداکه در طول اواخر هفته پخش شد، به مبادله اتهامات در مورد ايران و اسرائيل پرداختند. رامني در مصاحبه با برنامه 60 دقيقهکه روز يک شنبه ازشبکه CBS پخش شد، گفت که اوباما با اجتناب از ملاقات با نتانياهو در حاشيه برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل، مرتکب اشتباه شده است.
رامني گفت اين انتخاب اوباما ارسال کننده اين پيامبه سرتاسر خاورميانه است که ما به گونه اي از دوستانمان فاصله گرفته ايم. من فکر مي کنم که اتخاذ عکس اين رويکرد ضروري است.
اوباما نيز در مصاحبه با همين برنامه [برنامه 60 دقيقه] به دفاع از چگونگي روش خود در سياست خارجي پرداخت. او گفت:اگر فرماندار رامني معتقد است که ما بايد يک جنگ ديگر را شروع کنيم، بايد آن را بر زبان آورد.
اوباما و رامني روز سه شنبه در اجتماع سازمان يافته از سوي ابتکار جهاني کلينتون (Clinton Global Initiative ) در نيويورک، سخنراني خواهند کرد.



عنوان اصلي: حرب ايران في سوريه ولبنان
عنوان: جنگ ايران در سوريه و لبنان
منبع: النهارمحل نشر: لبنان
تاريخ نشر: 22 سپتامبر 2012 (1 مهر 1391) زبان: عربي
نويسنده: علي حمادهمترجم: محمود انصاري
کد بازيابي: 103002

جنگ ايران در سوريه و لبنان
چند روز پيش، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب ايران، [آقاي] محمد علي جعفري گفت: عناصري از سپاه پاسداران انقلاب براي ارائه کمک هاي غير نظامي در سوريه حضور دارند، و در صورتي که سوريه در معرض حمله قرار گيرد، شايدايران در آن جا وارد مرحله درگيري نظامي شود.
ديروز نيز، سرلشکر حسن فيروز آبادي، رئيس ستاد نيروهايمسلح ايران گفت که جنگ كنوني در سوريه، جنگ کشور اوست، و سخنان رئيس جمهور سوريه، بشار الاسد، در هنگام استقبال از وزير امور خارجه ايران، [آقاي] علي اکبر صالحي را تأييد کرد که گفته بود: هدف، تنها سوريه نيست، که منظور از ميان برداشتن همه محور مقاومت است.
[آقاي] فيروز آبادي افزود: گفته آقاي بشار الاسد درست است، زيرا سوريه خط مقدم مقاومت روياروي موجوديت اشغالگر قدس است، و سال هاست که سوريه اين خط را نگاه داشته است.
البته ما از آن چه مقامات ايراني در باره حضور خود در لبنان، و در باره اين که حزب الله در صورتي که ايران آماجتجاوز اسرائيل شود، وارد جنگ با اسرائيل خواهد شد، سخن نمي گوييم. ولي آن چه در رابطه با سوريه جالب توجه است، تشديد مواضع تند ايران و اعتراف مکرر به اين است که ايران در سوريه درگير يک جنگ بازدارنده است (و برخي بر آنند که اين يک جنگ راهبردي است) و سرنگوني بشار الاسد در سوريه به طورمستقيم بر همه ساختار راهبردي ايران تأثير خواهد گذاشت، و اين ساختاري است که در يک روند تراکمي، در طول بيش از سي سال، پديد آمده است، و در روند آن ايران توانست در همه خاور عربي تا کرانه هاي شرقي درياي مديترانه رخنه کند، آنجا که حزب الله، که با ايران در ارتباط است، توانست از راه رام کردن لبنان و تسلط بر بيشتر پايگاه هاي مفصلي حاکميت در آن جا، گذشته از به دست آوردن جايگاه تنها قدرت نظامي و امنيتي در اين کشور، جهش هايي کيفي تحقق بخشد. و جنگ ژوئيه 2006 ميلادي که حزب الله با اسرائيل به راه انداخت، رزمايشي با مهمات جنگي براي جنگ آينده ميان ايران و اسرائيل، و آزمون توان هاي بازوي ايران در لبنان در مرزهاي شمالي اسرائيل بود.
اما در رابطه با ميدان سوريه، انقلابي که به صورت يک انقلاب مسالمت آميز و مردمي عليه نظام ديکتاتوري و خونريز و مافيايي سرشت آنجا آغاز شد، به خواست نظام و پشتيبانان ايراني اش به يک جنگ بومي منطقه اي تبديلشد، به ويژه اين که نظام مافيايي سوريه مردم کشور را وادار کرد براي دفاع از جان و خانه هاي خود، سلاح بردارند؛ زيرا [از ديدگاه نظام سوريه] يک نبرد نظامي با طرفي که از نظر نظامي ضعيفتر است، آسانتر از رويارويي با يک انقلاب مردمي مسالمت آميز (به شيوه اي که در نخستين هشت ماه روي داد) خواهد بود. و مسلم اين است که ايران در تبديل سوريه به ميدان يک جنگ منطقه اي بزرگ، به منظور پيچيده تر کردن مسأله سرنگون کردن نظام بشار الاسد، نقشي محوري ايفا کرده است و مي کند.
اعترافات سرکردگان بلندپايه نظامي در ايران، که نماي بيروني و شاهرگ نظام در تهران را تشکيل مي دهند، بهترين چارچوب را براي فهميدن اين که [نظام ايران] تا چه اندازه در ريختن خون مردم سوريه دست دارد، و همچنين نقش آن در اين رويدادها، که لبنان را نيز در بر مي گيرد، تشکيل مي دهد؛ زيرا ايرانيان در لبنان نيز، هنگامي که سرمايه گذاري راهبردي آنان در اين کشور در معرض تهديد قرار گيرد،يک لحظه در غرق کردن لبنان در دريايي از خون از طريق حزب الله درنگ نخواهند کرد.
و در اين جاست که ضرورت پشتيباني آزادگان لبنان و مشرق عربي از انقلاب سوريه آشکار مي شود، زيرا اين انقلاب جنگي در راه آزادي, به موازات آزادي از خود اشغالگران اسرائيلي است.

Copyright © 2007-2014 Arya Strategic Studies Center, All rights reserved.
Designed & Developed by Arya Data Processing. Powerd by Arya Smart Land Co.